خبرگزاری شبستان

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹

الثلاثاء ١٥ ربيع الثاني ١٤٤٢

Tuesday, December 1, 2020

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : قم - زمان :   ۱۳۹۹/۸/۵ - ۰۸:۱۵ شناسه خبر : ۹۸۶۲۱۰
در گفتگو با شبستان مطرح شد؛
رسانه ها در موضوعات شهری به دنبال پرسش گری و مطالبه گری از مسئولان باشند
استاد دانشگاه و کارشناس مسایل شهری بر لزوم پرسش گری و مطالبه گری رسانه ها از مسئولان در موضوعات و مسایل شهری تأکید کرد.

به گزارش خبرگزاری شبستان از قم، در بخش نخست گفتگو با دکتر علیرضا خاکی، مدیر عامل سازمان زیباسازی، بهسازی و نوسازی اطراف حرم مطهر حضرت معصومه(س) که خود از اساتید دانشگاه و کارشناسان مسایل شهری است، در رابطه با الزامات و بایسته های تصمیم سازی و تصمیم گیری در حوزه مدیریت شهری صحبت کردیم و این که در زمانه ی کنونی چگونه می توان از ظرفیت مردم، نخبگان و تشکل های مردم نهاد در راستای بهبود کیفی خدمت رسانی به شهروندان و اداره مطلوب شهر، استفاده کرد. اینک بخش دوم این مصاحبه تفصیلی تقدیم شما خوانندگان عزیز می گردد؛

 

از نگاه شما، حلقه رابط و واسط بین مسئولان با مردمی که همه از آن دم می زنند، چه کسی یا چه کسانی می باشند؟!در صحبت های شما هم از نقش نخبگان و تشکل های مردم نهاد سخن به میان آمد و هم رسانه ها. بالاخره این حلقه واسط چه کسانی یا چه گروه هایی هستند؟!

در رابطه با نخبگان بر اساس آن چه در ذهن عموم شکل گرفته من ایرادهایی می بینم. به عقیده بنده، نخبه ای که به مونولوگ گویی عادت کرده اگر به حوزه برود می شود منبری ، اگر وارد حوزه سیاست شود، مدیر اجرایی تکنوکرات خواهد شد و اگر هم به دانشگاه برود، بیشتر اداهای روشنفکری از خود در می آورد و حال آن که ما به جای مونولوگ در زمانه کنونی بیشتر نیازمند دیالوگ و گفتگو هستیم و بر اساس تجربه می گویم که ناگزیر از این هستیم که به این سمت و سو برویم.

 

نکته حائز اهمیت دیگر هم این که نخبه به این معنا نیست که مثلاً در حوزه کاری مرتبط با ما، طرف دکترای شهرسازی داشته باشد بلکه فردی که یک محله سر اسمش قسم می خورند و وجاهت و اعتباری دارد نیز نخبه است. در کل معتقدم که ما باید نگاهمان به مساله نخبگی را تغییر دهیم چه آن که می بایست از پیله و حجاب تحصیلات آکادمیک بیرون بیاییم تا بهتر بتوانیم به تحلیل مسایل بپردازیم.

آنچه ضرورت دارد این است که باید بین نخبگان مسایل مهم گفته شده و تجربه شود و لذا ما نیاز به بیان نقطه نظرات در جلسات مفید و کاربردی داریم.

 

یکی از ایرادهای ما در پروژه های جمعی این است که کمتر از تجربه های گذشته استفاده می کنیم. به نظر می رسد که متاسفانه چندان به تجربه های گذشته اعتقادی نداریم و از نگاه ما کارهایی که قبلی ها کرده اند همه اشتباه بوده و ما درست رفتار می کنیم . مع الاسف در عرصه های مختلف از جمله مدیریت شهری این وضع به طور نسبی حاکم است.

 

اما این که فرمودید حلقه رابط و واسط چه کسی یا کسانی است، به نظرم هم نخبگان هستند ، هم تشکل های مردم نهاد و هم به ویژه رسانه ها، آن هم در دنیایی که روز به روز اهمیت و ضریب نفوذ و تأثیرگذاری رسانه افزایش پیدا می کند.

 

چرا ما در فعالیت ها و برنامه های جمعی کمتر به تجربیات گذشته توجه می کنیم؟!

این مساله هم می تواند ریشه تاریخی و جامعه شناختی داشته باشد که در این باره باید کارشناسان و صاحب نظران مربوطه به بحث و نظر بپردازند و هم این که بخشی از آن به این برمی گردد که ما خودمان می خواهیم در کارها دست به آزمون و خطا بزنیم.

 

البته آزمون و خطا گاهی اوقات اجتناب ناپذیر است اما این که همیشه بخواهیم از نقطه صفر شروع کنیم و از تجربه های گذشته استفاده نکنیم، یک ایراد جدی است ، چه آن که خود این مسأله جامعه را متحمل هزینه های سنگینی می کند.

 

فراتر از این مساله این یک واقعیت دردناک است که می بینیم بسیاری از پایان نامه ها در کشور ما آن چنان به درد بخور نیست به این خاطر که بر اساس نیازها نیست چون صوری انجام شده است.

 

بنابر این آن چه مهم و ضروری است این که اولاً از تجربه های گذشته در جای خود استفاده کنیم و ثانیاً هم این که بکوشیم برنامه ها و طرح هایمان بر اساس اولویت ها و نیازهای جدی جامعه باشد.

 

در محافل مختلف مُدام از این مساله سخن به میان می آید که رسانه باید زبان مردم باشد. از نگاه شما به عنوان یک مسئول و کارشناس مدیریت شهری که دغدغه مسایل اجتماعی هم دارد، چگونه ورای شعارهای مرسوم و متداول، رسانه می تواند به معنای حقیقی کلمه، زبان مردم باشد و از جانب آن ها دست به مطالبه گری بزند؟!

 

به نکته خوبی اشاره کردید. اول این که رسانه باید مطالبات و خواسته های مردم را به درستی شناسایی و جمع بندی کند و ثانیاً هم این که مسئولان را با این خواسته ها آشنا کند و بعد دست به مطالبه گری بزند. یعنی هم حلقه واسط مردم و مسئولان باشد و هم این که از مدیران و مسئولان پیگیری مطالبات مردم را داشته باشد.

 

البته منظور من در اینجا، جار و جنجال بیهوده رسانه ای و گاه بی انصافی و تخریب نیست بلکه این که رسانه ها بر اساس واقعیت ها بتوانند عملکرد صحیحی در موضوعات و مسایل شهری داشته باشد.

 

از سویی همان طور که پیشتر هم عرض کردم ما در دوره ای زندگی می کنیم که مُدام بر اهمیت رسانه و ضریب نفوذ و تأثیرگذاری آن افزوده می شود و لذا در چنین وضعیتی باید بر رویکرد تخصصی رسانه ها، تأکید کنیم.

 

ببینید، ما در دنیا خبرنگارانی داریم که تخصصشان مسایل شهری است ولی در ایران این قبیل خبرنگاران خیلی کم هستند و حال آن که نیاز به نگاه تخصصی در این باره به شدت احساس می شود.

 

به نظر شما، خبرنگاران و اهالی رسانه چگونه می توانند به بهتر اداره شدن شهر کمک کنند؟

اتفاقاً به عقیده بنده خبرنگار آن جایی نقش مهم تری دارد که شکاف بین مردم و مسئولان بیشتر است چرا که در این جا باید به درستی به رسالت خود عمل کند و اگر این گونه شد فی المثل در مسایل شهری، در نهایت شهر هم بهتر اداره می شود به شرط آن که همان طور که گفتم خبرنگار بر اساس صداقت و تعهد رفتار کرده و از رسالت پرسش گری و مطالبه گری هم غافل نشود.

 

از سوی دیگر در شهرهای بزرگ که رانت های بیشتری هم مطرح است، خبرنگار می تواند با پیگیری و تأکید بر شفافیت، جلوی بسیاری از فسادها را بگیرد.

 

به شخصه استقبال می کنم از این که خبرنگاران و فعالان رسانه از ما مطالبه گری کنند، ضمن آن که اگر مدیری واقعاً درد خدمت به مردم داشته باشد، به دنبال این نیست که به هر قیمتی که شده، پست و صندلی اش را حفظ کند و لذا چنین مسئول و مدیری از نقد رسانه حتی از نوع صریح آن نیز برافروخته و ناراحت نمی شود.

 

در هر صورت، هدف ما باید این باشد که در مسایل شهری کاری کنیم که زمینه زندگی بهتر و آسایش مطلوب تر برای شهروندان فراهم شود. بر این اساس اگر دغدغه مردم را داشته باشیم و در این راستا یک خبرنگار یا هر کس دیگری پیشنهاد و ایده ای بدهد باید از او استقبال کنیم و مهم این است که فضاهای گفتگو را در جامعه و سطح شهر ایجاد و تقویت نماییم.

 

به عنوان یک مدیر و صاحب نظر، اگر بخواهید به رسانه ها خصوصاً رسانه های فعال در حوزه مسایل شهری انتقادی کنید، چه خواهید گفت؟!

متأسفانه در وضعیت فعلی، سایت ها و خبرگزاری ها بیشتر به عرصه ای برای بیلان کاری مدیران و روابط عمومی سازمان ها و نهادها تبدیل شده اند و حال آن که از رسانه ها انتظار می رود که دغدغه مردم را داشته و به دنبال درمان دردها باشند تا صرفاً انعکاس دهنده نقطه نظرات و گزارش های مدیران و مسئولان باشند.

 

البته این مشکل فقط مربوط به عرصه رسانه نیست، کما این که در حوزه دانشگاه نیز افرادی داریم که فقط می خواهند استاد باشند و امتیازات علمی شان بالاتر رود و مثلاً مقاله شان در فلان سایت یا جشنواره، حائز رتبه شناخته شود و لذا ما باید یک بازنگری در عرصه های مختلف داشته باشیم.

 

به این معنا که باید پایان نامه ها به سمت نیازها و مسایل کاربردی جامعه سوق پیدا کند. ما این همه مساله و مشکل در بحث شهر و شهرسازی داریم اما متأسفانه معدود پایان نامه هایی واقعاً به درد بخور هستند. از آن سو متاسفانه برخی مسئولان نیز به دنبال منافع فردی و یا جناحی خود هستند و این در حالی است که در کلان قضیه نیز مشکل جدی جامعه ما فقر اطلاعاتی و فرهنگی است.

 

این که چه باید کرد، به نظرم می رسد که ما باید اول از خودمان شروع کنیم و این که بکوشیم قبل از هر چیز اهل شنیدن و تعامل کردن باشیم. یکی از بسترهای اصلی این گفت و شنود و تعامل و همفکری ، تشکل های مردم نهاد هستند.

 

در کنار این تشکل ها ، روزنامه ها و رسانه ها نیز باید مجال و فضای مناسب به نخبگان و کارشناسان بدهند که مسایل را مورد نقد و بررسی قرار دهند.

از این حیث باید توجه داشت که فعالیت رسانه ای فقط به این نیست که خبرنگاران در یک نشست خبری شرکت کنند و احیاناً چند سوال بپرسند، بلکه مهم تر این است که سعی کنیم مردم جامعه را پرسش گر بار بیاوریم و این کار رسانه است که در این باره باید با دغدغه و جدیت عمل کند.

 

نوع عملکرد رسانه ها در تحقق این مساله بسیار مهم است؛ این که چطوری گفتگو و تعامل داشته باشیم، یکی از وظایف نخبگان و رسانه هاست.

 

شهر پیشرویی که مُدام از ضرورت آن صحبت به میان می آید، شهری است انسان محور برای تحقق زندگی مطلوب و حال آن که ما قبل از این که دنبال شهر انسان محور باشیم دنبال شهر هوشمند هستیم چون برای هوشمندی می شود متر و معیار و فاکتور ارایه کرد، اما برای انسان محور کردن شهر نیاز به طی یک پروژه بیست ساله است.

 

این که مثلاً بگوییم فروش بلیت های اتوبوس را الکترونیکی کرده ایم یا چند تقاطع و پل زده ایم این ها برون داد رسانه ای دارد و مردم خوششان می آید اما کار فرهنگی و اجتماعی عمیق تر و زمانبرتر است و شاید به چشم بسیاری از مردم هم نیاید و لذا اگر عملکرد چند شهردار اخیر قم را مطالعه کنیم متوجه می شویم که هر کدام یک رویکرد متفاوت را دنبال کرده اند؛ رویکردهایی که گاه مطابق با آن بحث انسان محور بودن توسعه شهر نبوده و طبعاً نتایج مختلف و گاه متضادی به همراه داشته است.

پایان پیام/414

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

عضو خبرگان رهبری:

مسیر علمی شهید فخری زاده، با قوت مضاعف تداوم خواهد یافت

عضو خبرگان رهبری تصریح کرد: به یاری خدای متعال و به کوری چشم دشمنان، مسیر علمی شهید فخری زاده، با قوت مضاعف تداوم خواهد یافت.

اخبار برگزیده شبستان