خبرگزاری شبستان

سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹

الثلاثاء ٣ شوّال ١٤٤١

Tuesday, May 26, 2020

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : خراسان جنوبی - زمان :   ۱۳۹۹/۳/۳ - ۰۸:۳۰ شناسه خبر : ۹۳۱۵۰۸
شبستان گزارش می‌دهد؛
روزه داری در آفتاب سوزان کویر/ اینجا خدا نزدیک تر است
خورشید از آسمان رخت بر بسته و زن در حال مشک زدن است و دیگری سفره افطار را آماده می کند. افطاری عشایر مرزنشین بسیار ساده اما مقوی و طبیعی است، کره گوسفندی تازه که همان موقع از ماست می گیرند به همراه نان تفتان محلی.

خبرگزاری شبستان – خراسان جنوبی؛ فرماندهی مرزبانی خراسان جنوبی با همکاری مرکز نیکوکاری تخصصی رسانه یاران و چند نهاد دیگر در راستای لبیک به فرمایشات مقام معظم رهبری در طرح مواسات، اقدام به تهیه و توزیع هزار بسته غذایی و بهداشتی و ضدعفونی در مناطق محروم و مرزی شهرستان‌های نهبندان، درمیان و سربیشه کردند. 

 

هنوز یک ربع مانده به ساعت 13 که به همراه یکی از خبرنگاران و چند تن از اعضای کادر مرزبانی برای توزیع تعدادی از این بسته‌ها راهی منطقه مرزی درح سربیشه می‌شویم. مسیر طولانی است و باید دو ساعتی را تحمل کنیم تا به اولین روستای هدف برسیم، راننده نامش «حسین» است و جاده و مسیر را به خوبی می شناسد؛ به همین دلیل بر اساس شناختی که از مردم و مسیر دارد، توضیحاتی می‌دهد. از شهر سربیشه که عبور کنیم به جاده درح می‌رسیم، مسیری پرتردد که بیشتر ماشین های آن را کامیون و تریلی هایی تشکیل می دهند که به سمت مرز ماهیرود بار می برند.

 

جاده هیچ شباهتی به جاده ترانزیتی ندارد، کیفیت و پهنای آن حتی به جاده روستایی هم نمی‌رسد، یک ماه قبل در همین مسیر اتوبوسی حامل روستائیان منطقه با یک دستگاه تریلی برخورد می‌کند و 13 نفری را به کام مرگ می کشاند.

 

مرزداران(عشایر و روستائیان) این منطقه از ایران اسلامی از دولت گلایه های بسیار دارند، از جاده ای که چندین سال است، جان می گیرد، اما هنوز خودش جان تازه نیافته تا بازارچه ای که تنها سودش برای روستائیان و مرزنشینان، گرد و خاک ناشی از رفت و آمد وسایل نقلیه سنگین است.

 

سربیشه از شهرهای معدنی خراسان جنوبی است که ضریب محرومیت آن نسبت به دیگر شهرهای استان بالاتر به نظر می رسد، این شهرستان با کشور افغانستان مرز مشترک دارد و در گذشته های دور برخی از افاغنه در نزدیکی های مرز و در بعضی از روستاهای بخش درح سکونت موقت داشتند، اما اکنون دیگر خبری از آنها نیست و زندگی در امنیت در اینجا جریان دارد.

 

بعد از دو ساعت پیمودن مسیر به روستای «علی هدیه» اولین مکان توزیع بسته های غذایی می رسیم، اهالی از این موضوع اطلاعی ندارند اما همین که ماشین مرزبانی را می بینند، به سرعت خود را به کنار حسینیه می رسانند، هر بسته غذایی شامل «یک کیسه برنج، روغن، ماکارانی، رب، تن ماهی، مایع ضدعفونی سطوح، مایع شوینده دست و ظروف و چند قلم دیگر» است.

 

تعدادی از اهالی قرار است از بسته‌های مرزبانی دریافت کنند و باقیمانده هم کمیته امداد و بسیج. طبق لیست شورای روستا تعدادی از اهالی بسته دریافت می کنند و دعاگوی مرزبانان هستند. مردم قدردان امنیت این روزهای کشور هستند و آن را مدیون رشادت های مرزبانان و هدایت ها و حمایت های رهبر معظم انقلاب می دانند.

 

 

علی هدیه روستایی محروم با جمعیت متوسط است، شغل اهالی دامداری بوده که خشکسالی گوسفندان آنها را از کم کم از بین برده است، اما امسال مردم از وضعیت بارندگی ها خیلی راضی هستند، فضای کوهستانی روستا سرسبزشده و رودخانه روستا هم آب دارد.

 

علی هدیه بالا که توزیع تمام شد راهی علی هدیه پایین می‌شویم، روستایی با جمعیت کم و یک شهید، دهستان درح ۴۶ شهيد و ۱۸ جانباز را در دوران دفاع مقدس تقديم نظام كرده كه سه شهيد والامقام متعلق به روستاهای علی هديه بالا و پایین است. پدر تنها شهید روستا در خانه ای ساده و قدیمی و البته در حال تخریب زندگی می‌کند، شورای روستا خواستار ورود بنیاد شهید برای تعمیر خانه پدر شهید است و از ما می خواهد که از طریق کمیته امداد آن را پیگیری کنیم.

 

این روستا مردمانی سخت کوش و با همت دارد، آنها از آب اندک قنات کشاورزی می کنند و گندم و جو می کارند. چند بسته مواد غذایی در این روستا به مردم تقدیم می شود و مسیر را به سمت روستای گلوباغ ادامه می دهیم.

 

شلاق هرم گرما بر صورت کودکان!

پیراهن مشکی مردم گلوباغ، نشان می دهد که هنوز داغدار عزیزان خود در حادثه تصادف جاده ماهیرود – سربیشه هستند، «خسروی» از اهالی روستا برای کمک و معرفی چند خانواده برای توزیع بسته های غذایی با ما همراه می شود. هرم گرمای هوا در تابستان و طوفان گرد و خاک چنان صورت بچه های روستا را سوزانده که صورتشان پینه بسته است. این روستا جمعیت جوان خوبی دارد اما بیشترشان بیکارند، آنها خواستار کار در بازارچه هستند. گلوباغ روستایی کوهستانی است که به دلیل نبود زمین کافی برای کشاورزی، نمی توان روی ترویج کشاورزی در اینجا مانور داد.

 

این روستا مشکلات اقتصادی و فرهنگی دارد، هر چند که گروه های جهادی تاکنون اقدامات فرهنگی خیلی خوبی را در این روستا انجام دادند اما باز هم ورود بخش دولتی و نگاه ویژه حاکمیت را می طلبد، چند بسته مواد غذایی با کمک سرهنگ «سنچولی» جانشین فرماندهی هنگ مرزی نهبندان در اینجا توزیع می شود. اما اهالی انتظار کمک های بیشتری از سوی دولت دارند. این ها مرزبانان کشور هستند و برای نگه داشت آنها در منطقه، تنها دادن سهمیه سوخت مرزنشینی کافی به نظر نمی رسد، آنچه می تواند مرزنشینان و به خصوص جوانان را در مرز نگه دارد، ایجاد اشتغال است.

 

توزیع در گلوباغ تمام می شود و باید به سمت روستاهای عشایری و در نقطه صفر مرزی حرکت کنیم، اهالی این روستاها مطالبه اصلی شان از مسئولان اشتغال و جاده است. آنها می گویند: دولت چندین سال است که وعده دوبانده کردن جاده درح - سربیشه را می دهد اما در عمل هیچ اتفاقی نیفتاده است. ماهانه 500 تا 600 کامیون و تریلی از این جاده روستایی عبور می کند، برخی جاها جاده آنقدر کم عرض است که دو ماشین از کنار هم نمی توانند عبور کنند.

 

با چه روحیه ای بمانیم؟

خسروی می گوید: مردم منطقه تا کی باید قربانی این بی توجهی ها شوند، فقط همین مرزبانی و بسیج است که واقعا زحمت می کشند، بقیه مسئولان که حتی سری هم به ما نمی زنند، ما اینجا مرزبان هستیم با چه روحیه ای بمانیم؟»

 

حرف های او هنوز ادامه دارد که گلوباغ را به سمت چند روستای کپرنشین ترک می کنیم، رنج و غم مردم منطقه از چهره شان پیداست، با این همه مشکلات قدردان نظام و خدمات آن هم هستند، منطقه ای که قبل از انقلاب جاده خاکی درستی هم نداشته، امروز به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جاده آسفالته، آب لوله کشی، برق، تلفن، پست بانک و خیلی از خدماتی که نیاز اولیه مردم است را دارند. نیم ساعتی تا اولین روستای عشایری راه است، این روستا چسبیده به مرز افغانستان است و کوه‌های سر به فلک کشده و صعب العبور مرز ایران و افغانستان به راحتی از اینجا پیداست.

 

مردم این روستای عشایری دامدار هستند و تمام امکانات زندگی شان را خود از طریق همین طبیعت زیبا تامین می کنند، خانه هایی در دل زمین و پوشیده از سنگ و چوب، همه خانه ها به صورت تک اتاق و با درهای ورودی کوچک در دل زمین احداث کرده اند، زمستان های گرم و تابستان‌های سرد، از ویژگی این خانه‌های کوچک و دنج است. درب چوبی به ارتفاع یک متر و پهنای 60 سانتی متر که باید کمرخم به داخل اتاق برویم. ویژگی منحصر به فرد اینها نسبت به چادر همیشگی بودن، مقاومت در برابر بارندگی و طوفان و گرم کردن با آتش است. دیوارهای این خانه ها از سنگ و سقف آن چوب و سنگ به شکل گنبدی است، برخی ها هم که درب ندارد و با پارچه و یا کیسه پوششی برای وردی خانه خود درست کرده‌اند.

 

خدا شما را برای ما نگه دارد!

مرزنشینان این منطقه بهار و تابستان را در اینجا می گذرانند و هوا سرد که می شود به روستاهای یکجانشین خود مهاجرت می کنند، عشایر این روستای کوچک و مرزی از دیدن ما شوکه می شوند، شاید اصلا فکر این را که ممکن است بسته های غذایی طرح مواسات به روستای آنها بیایید را هم نمی کردند. دعای پیرزن در جلوی در اتاقک، هنوز در گوشم مانده است؛ «خدا به همه شما عزت و عمر طولانی دهد! خدا شما را برای ما نگه دارد!»

 

می پرسم چند سال داری؟ می گوید: 75 سال دارم. کرونا این طرف ها نیامده؟ نه خدا رو شکر اینجا پاک است، ما جایی نمی رویم، کسی هم نمی آید اینجا، این بیماری هم ان شاء الله رفع خواهد شد.

 

قدیم هم از این بیماری ها به خاطر دارید؟ بله. زیاد! یک زمانی وبا آمد، زمانی آبله مرغان بود، قدیم بچه ها خیلی مریض می شدند و دکتر و درمانی هم نبود، الان خدا را شکر به برکت این انقلاب همه چیز هست، بیمارستان، دکتر، دوا و ...وضعیت زندگی‌ها خیلی خوب شده است.

 

کمتر از یک ساعت تا غروب آفتاب مانده که مسیر مرز را به سمت بازارچه ماهیرود ادامه می‌دهیم. در نزدیکی های بازارچه یک روستای عشایری دیگر است که باید تعدادی بسته را در آنجا توزیع کنیم، مسیری صعب العبور و کوهستانی با جاده خاکی، از میان درختان زیبای بنه کوهی و کوه های سر به فلک کشیده حاشیه مرز حرکت می کنیم، راننده می گوید: شب های زیادی را پیاده در این مسیرها حرکت کردیم، کسی اگر راه بلد نباشد، در این بیابان گم می شود.

 

ساعتی راه می رویم و سرانجام به چند خانه سنگی در کنار کوهسار می رسیم، خورشید از آسمان رخت بر بسته و زن در حال مشک زدن است و مرد هم سفره افطار را آماده می کند، افطاری عشایر مرزنشین بسیار ساده اما مقوی و طبیعی است، کره گوسفندی تازه که همان موقع از ماست می گیرند به همراه نان تفتان محلی، آنها برای هر وعده معمولا به اندازه مصرف شان نان تازه می پزند.

 

مناجات زیر نور مهتاب!

اینجا منزل عشایری پدر یکی از مرزبانان است، آنها سال‌هاست که در فصل بهار و تابستان به اینجا کوچ می‌کنند، یک ماشین وانت قدیمی در گوشه ای پارک شده و 10 گالن آب در آن قرار دارد. با این گالن ها از سرچشمه آب آشامیدنی و شستشوی خود را به نزدیکی چادرها می آورند، جلوی هر اتاق یک تانکر 200 لیتری سفید رنگ پلاستیکی قرار دارد که با آن ظروف را می‌شویند. از آب تانکر وضو می گیریم و به امامت روحانی که همراهمان است به نماز جماعت می ایستیم، یکی از بهترین نمازها در تاریکی شب و زیر نور مستقیم ماه و ستارگان، دور از همه تعلقات دنیای و فضای مجازی، در یک فضای حقیقی بعد از پیمودن یک مسیر طولانی و یک روز روزه داری، اقامه می کنیم.

 

سفره افطار آماده است، عشایر این منطقه بسیار مهمان نواز هستند، آنها برای مهمان خود بهترین پذیرایی را در نظر می گیرند، یک افطاری ساده اما پر از محبت و سادگی، اینجا می توانی سخاوت و کرامت واقعی را حس کنی، با اینکه از تمام داشته های خود از ما پذیرایی کردند اما همچنان ورد زبانشان عذرخواهی است؛ « ببخشید مادرجان ما اینجا امکانات زیادی نداشتیم که برای شما غذای بهتری در نظر بگیریم، اگر زودتر از آمدن شما با خبر می شدیم، حتما گوشت بار می گذاشتم» آنچه کمتر در زندگی آپارتمانی و شهرنشینی دیده می شود، همین محبت و مهمان نوازی سنتی ایرانی‌ها است که هنوز در بین روستائیان و عشایر زنده است. ساعتی را در کنار عشایر در زیر نور مهتاب، مجذوب آسمان پر ستاره می شویم، آنقدر زیبا است که هر لحظه تشنگی بیشتری در انسان ایجاد می کند، اما صد حیف که فرصت ماندن نیست و باید برگردیم.

 

در این مرحله از طرح مواسات بیش از 600 بسته مواد غذایی و بهداشتی بین روستائیان و مرزنشینان نهبندان و سربیشه خراسان جنوبی توزیع شد. خراسان جنوبی ۴۶۰ کیلومتر مرز مشترک با کشور افغانستان دارد که این مرزبانان غیور با حضور در مرزها، در کنار نیروهای جان بر کف نظامی از مرزهای خاکی کشور در این خطه دفاع می کنند.

 

 

پایان پیام/404

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی:

فرهنگ غرب بدترین ویروس دنیا است

آیت الله عبادی با تاکید بر اینکه امروز بدترین ویروس دنیا، ویروس فرهنگی غرب است، گفت: امروز باید به فرهنگ، اصالت، اعتقاد و ایمانمان برگردیم زیرا آنچه دنیا را می‌تواند اداره کند اسلام و ایمان است نه سیستم سرمایه‌داری لیبرال دمکراسی غرب.

اخبار برگزیده شبستان