خبرگزاری شبستان

سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸

الثلاثاء ٢٣ جمادى الثانية ١٤٤١

Tuesday, February 18, 2020

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : کرمان - زمان :   ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ - ۱۶:۱۲ شناسه خبر : ۸۸۲۳۲۷

مسافر تاکسی
جوان نگاه معنا داری به من کرد و گفت: اگه تو سردار سلیمانی هستی  من هیچ مشکلی ندارم.

به گزارش خبرگزاری شبستان از کرمان و به نقل از کانال بنیاد شهید و امور ایثارگران استان، یکی از مدافعان حرم خاطره ای جالب از سردار سلیمانی نقل کرده است:


سردار سلیمانی می گفت: یک بار از ماموریت برمی گشتم منتظرنماندم که ماشین بیاد دنبالم از فرودگاه مستقیم سوار تاکسی شدم، راننده تاکسی جوانی بود. یک نگاه معنا داری به من کرد. به او گفتم: چیه؟ آشنا به نظر می رسم؟



باز هم نگاهم کرد، گفت: شما با سردار سلیمانی نسبتی دارید؟ برادر یا پسر خاله ی ایشان هستید؟ گفتم: من خود سردار هستم.


جوان خندید و گفت: ما خودمون اینکاره ایم شما می خواهید مرا رنگ کنی؟ خندیدم و گفتم: من سردار سلیمانی هستم.



باور نکرد. گفت: بگو به خدا که سردار هستی!  گفتم: به خدا من سردار سلیمانی هستم.


سکوت کرد، دیگه چیزی نگفت. گفتم: چرا سکوت کردی؟ حرفی نزد. گفتم: چطوره زندگیت با گرانی چه می کنی؟ چه مشکلی داری؟


جوان نگاه معنا داری به من کرد و گفت: اگه تو سردار سلیمانی هستی  من هیچ مشکلی ندارم.'' 

پایان پیام/80

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

تجدید میثاق بانوان حزب الله لبنان با سپهبدشهید حاج قاسم سلیمانی

جمعی از بانوان حزب الله لبنان از جمله فرزند دبیرکل سابق حزب الله با حضور بر مزار سپهبدشهید حاج قاسم سلیمانی، با شهدای مقاومت تجدید میثاق کردند.

اخبار برگزیده شبستان