خبرگزاری شبستان

یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸

الأحد ١٥ المحرّم ١٤٤١

Sunday, September 15, 2019

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : اندیشه - سبک زندگی زمان :   ۱۳۹۸/۶/۱۷ - ۰۹:۳۹ شناسه خبر : ۸۲۹۹۵۰
حجت‌الاسلام عالی:
درس عاشورا شکرگذاری در همه مقاطع است/ تقدیر لباس از پیش دوخته‌شده نیست
یک استاد حوزه علمیه با بیان‌اینکه قسمت و تقدیر لباس از پیش دوخته‌شده نیست بلکه دست خود انسان است، گفت: امام حسین(ع) شب عاشورا دائم شکر می‌کرد و می‌فرمود: خدایا شکر بر خوشی و ناخوشی‌ات، این درسی بزرگ برای ما است که باید فرا بگیریم.

خبرگزاری شبستان، گروه اندیشهحجت الاسلام «مسعود عالی» در سخنانی که به مناسبت ایام عزاداری های حسینی ایراد شده است، اظهار کرد: گاهی برخی خدا را قبول دارند اما خدایی او را قبول ندارند.

 

این استاد اخلاق گفت: انسان ها سه دسته هستند برخی کسانی که خدا را به عنوان خالق قبول دارند اما به عنوان مدیر، ولی و سرپرست زندگی که او دستور بدهد که چه کار بکنم و چه کار نکنم، اصلا قبولش نمی کنند. شیطان خدا را به عنوان خالق قبول داشت در نتیجه وقتی که دستور سجده آمد، گفت: «خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ»، او خالقیت خدا را اقرار می‌کند. اما شیطان چه چیزی را از خدا قبول نداشت؟ او می گفت: من بر تو سجده می کنم اما در برابر انسان خضوع نمی کنم.

 

حجت الاسلام عالی اظهار کرد: برخی انسان ها نیز چنین هستند، فقط خدایی را قبول دارند که دستور ندهد. مدیریت دینی را بر نمی تابند. فرهنگ سکولار که قرن‌ها به ویژه بعد از رنسانس شکل گرفت و نوعا تبدیل به فرهنگ جهانی شد خدا را قبول دارد اما حضور خدا در زندگی را بر نمی تابد، در واقع می گویند دین در زندگی دخالت نکند در حالی که یکشنبه ها نیز کلیسا باز است. این دسته افراد همان طور که خداوند در مورد شیطان فرمود:  «كانَ مِنَ الْكافِرِينَ‌» هستند.

 

وی ادامه داد: دسته دوم انسان‌هایی هستند که خدا و مدیریت او را در عالم تکوین و هستی و عالم تشریع قبول دارند، اما مشکل آنها این است که با خدا درگیر می شوند، قبول دارند که خدا همه کاره است اما برخی مسایل را بر نمی تابند. مثلا گاهی خدا مقدر کسی را مرگ قرار می‌دهد. ای چه بسا برخی دور و اطراف‌اش کفر می‌گویند و با خدا درگیر می‌شوند، بنابراین دسته دوم انسان هایی هستند که در عین حال که قبول دارند خداوند در عالم تکوین و تشریع همه کاره است اما باز هم با خدا درگیر می شوند.

 

حجت الاسلام عالی گفت: اما دسته سوم کسانی هستند که به قول حافظ: «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت/ آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد»، به اعتقاد آنها هیچ چیز در مدیریت خداوند اشتباه نیست. آنها کسانی هستند که می دانند چه کسی در این عالم مدیریت می کند.

 

وی در ادامه تاکید کرد: من تقاضا می کنم پنج صفت خداوند را در نظر بگیرید، خداوند دانای مطلق، دارا و توانا است، کینه و بخل هم نسبت به بنده‌اش ندارد. خداوند کینه از کسی ندارد که بخواهد او را بسوزاند. این خدا بخشنده بی نهایت است. اگر چنین باوری داشته باشیم متوجه می شویم که اگر در مقطعی خداوند به ما چیزی نداده است نَه از این بابت که نمی‌تواند یا ندارد و یا بخیل است، با فرض اینکه خودمان هم تنبلی نکرده باشیم علت آن است که به صلاح مان نبوده و خداوند ما را دوست دارد که به ما عطا نکرده است.

 

این استاد اخلاق در ادامه تصریح کرد: گاهی ندادن‌ها از این باب است. اما دسته سوم که به آنها اشاره کردم، از آنجایی که می دانند چنین خدایی مدیر عالم است، راضی و خوش به این مدیریت هستند، خوش بودن نه از این بابت که وضعیت مالی خیلی خوبی دارند و هیچ مشکلی در زندگی شان وجود ندارد، بلکه اتفاقا اولیای خدا بیشترین بلا در زندگی را دارند. این افراد در زندگی خود مشکلات متعددی دارند اما با زندگی مشکلی ندارند و با فلک و ملک در نیفتادند.

 

حجت الاسلام عالی اظهار کرد: در روایتی بسیار زیبا که مرحوم محدث قمی(نگارنده مفاتیح) در کتاب «سفینة البحار» می نویسد، آمده است: موسی به خداوند گفت: عابدترین بنده ات را به من نشان بده. خطاب آمد به یک نشانی برود و آن شخص آنجا حضور دارد. حضرت موسی(ع) به سمت نشانی حرکت کرد و فردی را دید که فلج است، جذامی بوده و برص داشت. با خود خیال کرد اشتباه آمده و سوال کرد آیا اشتباه آمده ام؟ جبرئیل نازل شد و گفت: درست آمدی و من اکنون آمده ام تا بینایی این فرد را هم بگیرم. بعد از آنکه جبرئیل به دستور خدا بینایی این شخص را گرفت، او گفت: ای کسی که بسیار به من خوبی کردی، نعمت دادی و صله دادی. در این هنگام موسی(ع) جلو آمد و خود را معرفی کرد و گفت: من پیامبر خدا هستم و مستجاب الدعوه، اگر چیزی از خداوند می خواهی به من بگو! آن مرد گفت: از تو سپاسگزارم اما آنچه که خداوند می خواست را به من عطا کرده است. موسی(ع) پاسخ داد: اما خدا حتی ظاهرت را گرفته است و جذامی، پیسی هستی و فلج، چه شد شکر کردی؟ آن شخص پاسخ داد: در کل این منطقه خداوند معرفت اش را به من داده است، تمام منطقه بت پرست هستند جز من، آیا می خواهی شکر نکنم؟ بعد موسی فهمید که عابدترین بنده خدا اوست.

 

این استاد اخلاق اضافه کرد: موسی(ع) مشاهده کرد که آن مرد در آن شرایط دید زیبایی به زندگی داشت. حال اگر ما چنین دیدگاهی داشته باشیم آیا در نعمت غرق نیستیم؟ اگر از الان تا صبح قیامت سر به سجده بگذاریم که از ولایت اهل بیت(ع) برخورداریم آیا نعمت بزرگی نیست؟ ما این موارد را نمی بینم و صدها مساله دیگر که خداوند عطا کرده است و مرتبا اعتراض می کنیم. امام حسین(ع) شب عاشورا آنچنان شکر می کرد و می فرمود: خدایا شکرت بر خوشی و ناخوشی، که باید درس بگیریم.

 

وی در ادامه بیان کرد: از سوی دیگر رضایت دسته سوم بندگان بر مقدرات خداوند به این معنا نیست که تقدیرات خدا معنای جبری دارد، قسمت و تقدیر معنای جبری ندارند که یک لباس از پیش دوخته شده باشند که خداوند به زور تن انسان کند. تقدیر خداوند قطعا مرتبط با اعمال ما انسان‌ها است. خداوند لباس تقدیر را به اندازه هر بنده می دوزد و قامت هر کس دست خودش است. حال تسلیم و رضا یعنی بندگی کردن انسان‌‌ها و راضی بودن به نتیجه ای که خداوند رقم می زند. یعنی خیال آسوده از آنچه که به مصلحت ما است از سوی خداوند رقم زده می شود ولو ظاهرا تلخ باشد باز هم بهترین نتیجه است، این معنای تسلیم و رضا است، از بالاترین مقامات عبد و عبودیت است که انسان به این مرحله برسد، یعنی با خدا درگیر نباشد، بگوید خدایا هر چه که تو بگویی همان خوب است.

 

حجت‌الاسلام عالی گفت: پیشنهاد می کنم این ادعیه را در قنوت ها بخوانید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَانا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ يَقِينا حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِي إِلا مَا كَتَبْتَ لِي وَ رَضِّنِي مِنَ الْعَيْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ »، این آخرین جمله از دعای ابوحمزه ثمالی است. خدايا ايمانى از تو مي‏خواهم كه دلم با آن همراه شود و باوری كه بدانم هرگز چيزى به من نمي رسد، مگر آنچه كه تو برايم ثبت كردى‏ و مرا از زندگى به آنچه كه نصيبم فرمودى خشنود بدار، اى مهربان‏ترين مهربانان.

 

وی در بخش پایانی سخنان خود خاطرنشان کرد: عالم را تصادفات و شانس رقم نمی‌زند. حتی یک برگ از درخت شانسی نمی افتد و اجازه خدا را لازم دارد. تقدیر هم در زندگی شانسی نیست. همه چیز در این عالم روی حساب است، تا چه رسد که اگر کسی گره در زندگی و کسب و کارش بیفتد. شانس و اتفاق نیست. به طور کلی اگر رفاقت با خدا و اولیای خداوند داشته باشیم، دیدمان تغییر می کند و اگر در بلا هم قرار گرفتیم، شاکر خواهیم بود.

 

علاقه مندان می توانند فایل صوتی تصویری این سخنرانی را از اینجا دریافت کنند.

پایان پیام/248

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

تولیت حوزه علمیه امام حسین (ع) شهرری:

اخلاص شیعه در برگزاری عزای سیدالشهداء(ع) ترجمان آیات وحی است

آیت‌الله حسینی مازندرانی گفت: حضرت فاطمه (س) پیراهن شب عروسی خود را به فردی نیازمند تقدیم کردند و مردم ما با الهام از همین سیره و با وجود همه مشکلات مالی، امسال نیز برای مجلس عزای حضرت امام حسین (ع) سنگ‌تمام گذاشتند.

اخبار برگزیده شبستان