خبرگزاری شبستان

چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸

الأربعاء ٢٢ شوّال ١٤٤٠

Wednesday, June 26, 2019

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : فرهنگ و ادب - تئاتر و هنرهای تجسمی زمان :   ۱۳۹۸/۳/۱ - ۰۹:۳۱ شناسه خبر : ۷۹۱۸۸۴
«کپی در آثار هنری» در گفتگو با مصطفی مجیدی
روح اثر هنری قابل کپی برداری نیست
یک هنرمند نقاش با بیان اینکه روح اثر هنری کپی کردنی نیست، گفت: آثار میان مایه ای که می بینم گواهی بر این مدعاست که عمر اثر کپی به اندازه اصالت هنرمند آن است.

خبرگزاری شبستان، سرویس فرهنگی- لیلا ضامنی: همواره آثار هنری منبع الهام هنرمندان پس از خود بوده اند. در عصر ارتباطات که دسترسی به آثار هنری آسان تر شده، ممکن است شباهت بیشتری نیز در آثار هنرمندان به چشم بیاید اما اینکه چقدر یک هنرمند مجاز به کپی ایده هنرمند دیگراست، موضوع مهمی است که باید مورد بررسی قرار گیرد. در این زمینه با «مصطفی مجیدی»، هنرمند نقاش و مجسمه ساز به گفتگو نشسته ایم که در زیر می آید:

 

 آیا کپی کاری در هنر معاصر با حرفه ای بودن مغایرتی ندارد؟

بله دارد. زمانی مغایرت ندارد که شما دست به خلاقیت و آفرینش بزنید.وقتی خود اثر را میاورید و تنها رنگش را ان هم به شکلی بسیار خام دستانه عوض می کنید به اثر مورد بحث توهین کرده اید. زمانی این کار حرفه ای قلمداد می شود که از اثری گرته برداری می کنید و از آن چیز بهتر که چه عرض کنم شاهکار می سازید‌ و اثر مورد بحث در سایه اثر کپی قرار می گیرد.حافظ و خواجو را ببینید، به راستی چه کسی خواجو را می شناسد.

 

چرا هنرمندان به این وضعیت(کپی کردن) دچار شدند؟

به راستی چرا به این کار دست زدند سوال خوبی است، علتش از طرفی فقر و از طرفی در چشم بیننده بودن تا ابد است، چرا هنرمندان می خواهند به هر دلیلی و علتی همواره دست به هر کاری بزنند و بگویند همیشه خلاق هستند.این کارنامه هنری آن ها را از اعتبار می اندازد؟ این برنامه ها با عباس کیارستمی آغاز شد که به راستی عکس هایش حرفی برای گفتن داشتند.هم در قاب بندی و هم در انتقال احساس به بیننده اما آثاری که این حضرات با شهرت خود در رشته های دیگر به نمایش می گذارند به راستی چه حرف تازه ای دارد.

 

آیا گالری دارها در کپی کردن  آثار هنری از سوی هنرمند نقش دارند؟

گالری دارها در ترویج هنرهای میان مایه نقش تعیین کننده دارند؛ با کمال تاسف باید گفت آن ها که باید و محق هستند که آثارشان به نمایش در بیاید سالها کنج عزلت اختیار می کنند و من این را نمی پسندم، سکوت پاسخ  خوبی نیست.اعتراض فقط نباید به نمایشگاه شخص خاصی باشد بلکه به هر چه ابتذال که در فرهنگ و هنر ما کم نیست و رخنه کرده و همچون موریانه در حال خوردن آن است باید صورت بگیرد.مسایل سیاسی و اقتصادی سهم بسزایی دارد تا گالری دار تنها به جیب خود فکر کند و هنر را فدای مقاصد اقتصادی نماید، در واقع غالب گالری ها به بقالی هایی با برچسب رواج فرهنگ و هنر بدل شدند.

 

وظیفه هنرمند در شرایطی  که مارکت هنری و ذائقه مخاطب گرایش اش به سمت کپی است چیست؟

هنرمند مسئولیت دارد و به کاری که می کند و به روح و جانش باید پاسخ گوید؛ مثالی می زنم زمانی که جنبش آبستره اکسپرسیونیست در جهان در اوج بود «فرانسیس بیکن» و «لوسین فروید» در آتلیه خویش به نقاشی پیکر نما پرداختند و به دور از های و هوی رایج دست به خلق آثار موثر زدند، هنرمند واقعی گوشش بدهکار ادا و اصول های رایج نیست، هر کدام از ما انسان ها رسالتی به فراخور خود داریم.

 

آیا رعایت قانون کپی رایت در هنرهای تجسمی هم الزامی است؟

پیش از انقلاب بنگاه فرانکلین تحت قانون کپی رایت قرار داشت و الان تا آن جا که می دانم نشر افق قانون کپی رایت را رعایت می کند.بله.اثری که به عینه از اثر دیگر کپی شده و امضای یک شخص مشهور پای آن است آیا به راستی اثر هنری است؟ در نفس این کار تنها و تنها .ماندن به هر قیمتی وجود دارد.کاش همچون «همینگوی» زمانی که دیگر نقشش به پایان رسید صحنه را ترک می گفتند،اما این عمل جسارت می خواهد،«آنتونیونی» در میانه عمرش آثار شاخص و اثر گذاری خلق کرد و ای کاش آثار پایانی فعالیت هنری اش را نمیساخت.

 

آیا اقتباس  در هنرهای تجسمی  هم کاربرد دارد؟

گرته با کپی دو مقوله ی کاملا متفاوت است؛ «اگون شیله» شاگرد «کیلیمت» بود و در ابتدای راه متاثر از او، تصریح می کنم متاثر از او بود. حتی زمانی که شاگرد جوانی بود او از کار کلیمت کپی نکرد بلکه از او اثر پذیرفت، بگذریم که در عنفوان جوانی در گذشت، اما او راه خود را پیدا کرد. گرته یا اقتباس مقوله چالش بر انگیزی است، ما می توانیم اثر بگیریم بی آن که دست به کپی بزنیم، چندی پیش فیلم «رُم» شاهکاری از «فدریکو فلینی» را دیدم فیلم «سینما پارادیزو» «جوزپه تورناتوره» به شدت متاثر از او است ولی فیلمی است که برای خود به خودی شاهکاری است، فیلم «تورناتوره» پُر از احساس است، شاید مواردی را بتوانید کپی کنید ولی روح کپی کردنی نیست، احساس را نمی توان به وجود خویش راه داد و از آن خویش ساخت، این روح و جان متعلق به یکی است و کپی شدنی نیست.آثار میان مایه ای که هم من و هم شما در روز و ماه و سال می بینم گواهی بر این مدعا است که این آثار کپی طول عمرش به اندازه ی اصالت هنرمندان آن است. تو خود بخوان حدیث مفصل ازاین مجمل...

پایان پیام/32

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

«آموزش هنر به کودکان» در گفتگو با هادی شعبانی

مربیان در آموزش هنر باید به تفاوت های کودکان توجه کنند

هنرمند و مربی آموزش هنر به کودکان با بیان این که نیازهای روانی و فرهنگی کودکان متفاوت است و باید در آموزش هنر مورد توجه قرار گیرد، گفت: حضور اساتید مجرب هنری منجر به خلاقیت هنری در کودک می شوند.

اخبار برگزیده شبستان