خبرگزاری شبستان

پنج شنبه ۶ تیر ۱۳۹۸

الخميس ٢٣ شوّال ١٤٤٠

Thursday, June 27, 2019

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : فرهنگ و ادب - سایر حوزه ها زمان :   ۱۳۹۸/۲/۱۴ - ۱۴:۲۰ شناسه خبر : ۷۸۶۴۶۷
با نگاهی به نامگذاری خیابانی به نام جمشید مشایخی
با یک گل بهار نمی شود اما ...
نامگذاری خیابان محل زندگی جمشید مشایخی به نام او در کنار نامگذاری خیابان هایی به نام اهالی فرهنگ درگذشته و در قید حیات را شاید بتوان گام نخست بهره مندی شهر از ظرفیت های انسانی خود دانست.

خبرگزاری شبستان-سرویس فرهنگی، محمد پورعلم : «با یک گل بهار نمی شود». این ضرب المثلی است که بسیار شنیده ایم و به این معناست که نمی توان از اتفاقی مثبت اما کوچک تحولی بزرگ را انتظار داشت. حالا این به نوعی شده ماجرای زندگی ما در شهری مثل تهران.

 

پس از انقلاب صنعتی و در ابتدای مدرنیسم، وقتی ماشین ها بیش از هرچیز آدم ها را هیجان زده می کردند، چهره شهرها نیز به تبعیت از جهان بینی تازه به سرعت تغییر کرد تا اتومبیل ها به مهمترین عناصر شهری تبدیل شوند. این تغییر به حدی بود که خیابان ها برای رفت و آمد آسان ماشین ها تعریض شدند و بافت سنتی بسیاری از محلات شهرهای اروپایی دگرگون شد.

 

طرح «لوکوربوزیه» با عنوان «شهر مشعشع» برای بافت سنتی پاریس خود به تنهایی گویای تفکر پیشروی آن روزهاست. ایده ای که البته محقق نشد تا امروز پاریسی ها از اجرا نشدن آن خوشحال باشند.

 

 

سال ها گذشت تا نتایج غلبه اتومبیل ها بر فضای شهری -از آلودگی هوا تا کم رنگ شدن تعامل مردم در سطح شهر- نمایان شود. گرچه پیش از آن ایده مدرنیسم و آرمان شهری که برای جامعه تصویر می کرد، با جنگ های جهانی در اذهان عمومی متزلزل شده بود.

 

به هرروی جامعه شناسان، شهرسازان و دیگر دست اندرکاران شهرها آرام آرام به این نتیجه رسیدند که شهر به مثابه موجودی زنده، حیات خاص خود را دارد و زندگی شهری بسامان در گرو تعامل با شهرهاست.

 

این جا بود که ایده اولویت ماشین ها بر انسان و شهر رنگ باخت تا شهرها که به پارکینگ بزرگ ماشین ها تبدیل شده بودند، باردیگر تغییر چهره دهند.

 

پس از آن ایده پایداری در معماری و شهرسازی قوت گرفت و زیرساخت های حمل و نقل شهری، امکان گسترش پیاده راه ها و تعامل مردم در فضاهای شهری را فراهم کرد.

 

در ایران اما مهمترین تحول شهرها، متاثر از مدرنیسم و در زمان پهلوی اول صورت گرفت؛ زمانی که مسیرهای ارگانیک شهری که معمولا با محوریت بازار شکل می گرفت جای خود را به شبکه ای از خیابان های دکارتی با مغازه هایی در دوطرف دهد و بافت تاریخی شهرها به کلی دگرگون شود.

 

این تفکر در دوره پهلوی دوم و با افزایش درآمدهای دولت، خود را به صورت توسعه شهرها و تشویق مردم به زندگی شهری نمایان کرد. راه اندازی کارخانه های تولید ملی ماشین نیز مردم را به داشتن ماشین شخصی ترغیب کرد و به توسعه شهری سرعت بخشید.

 

پس از پیروزی انقلاب نیز، توسعه کلانشهرها ادامه یافت؛ تا آن جا که تهران که برمبنای اولین طرح جامع تهران حداکثر 5 میلیون جمعیت داشت، تا دوبرابر افزایش جمعیت را تجربه کرد. گرچه در این جا نباید از کنار جنگ تحمیلی و تاثیر آن بر مهاجرت به شهرها به سادگی گذشت. به هر صورت این تحولات موجب شد چهره تهران در دهه 70 با موجی از رویش برج ها و بزرگراه ها به طور کلی تغییر کند. این رویه البته در تهران و سایر کلانشهرهای ایران ادامه یافت و امروز بیش از هرزمان دیگری می توان نتایج آن را مشاهده کرد.

 

اما همه این تحولات در حالی به سرعت در ایران رخ می داد که سال ها قبل غربی ها به این نتیجه رسیده بودند که نابودی فضای سبز چند ده ساله، مسدود کردن رود-دره ها و ساخت و ساز افراطی چه آسیب های غیرقابل بازگشتی برای شهر دارد و به همین خاطر به شهرهای پایدار روی آوردند.  

 

با همه این ها یک دهه اخیر مدیریت شهری ایران و به خصوص تهران، سال های توجه بیشتر به مولفه های انسانی در طراحی شهر است. این تفکر تازه را می توان از پروژه سنگفرش خیابان ولیعصر -ازمیدان راه آهن تا میدان تجریش- پی گرفت و به بهره برداری از فضاهای متعدد فرهنگی در تپه های عباس آباد و پیاده راه سازی چند محدوده تهران رسید. البته این بدان معنا نیست که سیاست فروش تراکم و گسترش بی حد و حصر بزرگراه ها در این دوره تغییر کرد اما در هرصورت بارقه هایی از امید به گسترش لنداسکیپ فرهنگی به وجود آمد.

 

یکی از مولفه های گسترش این لنداسکیپ فرهنگی در شهرها، استفاده از پتانسیل حوزه فرهنگ در بستر شهرهاست. اگر توسعه و تجهیز فضاهای فرهنگی یکی از این پتانسیل ها باشد، توجه به ظرفیت نیروی انسانی این حوزه دیگر کارکرد آن است.

 

آن چه بهانه این گزارش شد، تغییر پلاک خیابان محل زندگی جمشید مشایخی به نام اوست. در حالی که یک ماه از درگذشت این هنرمند پیشکسوت می گذرد، روز گذشته جمعه ۱۳ اردیبهشت ماه نام خیابان «ج» با حضور مسئولان شهری و اهالی سینما به «جمشید مشایخی» تغییر یافت تا تصمیم شورای شهر تهران برای این تغییر نام، در کمتر از یک ماه از سوی شهرداری عملی شود.

 

این اتفاق شاید در نگاه اول، رخدادی ساده به نظر برسد اما باید توجه داشت که این نخستین بار است که شورای شهر تهران، تغییر نام یک خیابان به نام یک هنرمند را به فاصله اندکی از درگذشت او با فوریت در دستور کار قرار می دهد.

 

این تصمیم البته باب تازه ای نیز در این زمینه گشود؛ چرا که در روهای گذشته شورای شهر به تغییر چند خیابان به نام تعداد دیگری از اهالی هنر و ادبیات نیز رای مثبت داد تا علاوه بر تعدادی از درگذشتگان، برای نخستین بار نام اهالی فرهنگ در قید حیات بر خیابان های تهران بنشیند.

 

بر این اساس خیابان سپند در اقدسیه به نام عزت الله انتظامی، بلوار فلامک جنوبی و شمالی در محدوده شهرک قدس به نام محمدرضا شجریان، خیابان معارف واقع در محدوده اوین به نام داوود رشیدی، خیابان بیست و چهار متری محدوده سعادت آباد به نام محمدعلی کشاورز، خیابان  کوکب در محدوده شهرآرا به نام غلامحسین امیر خانی و خیابان نیلوفر محدوده اختیاریه به نام علی نصیریان نامگذاری شدند.

 

علاوه بر این خیابان های منشعب از خیابان شهید نعمتی در محدوده کلاهدوز -از خیابان دوم تا هجدهم- به نام منوچهر آتشی، عمران صلاحی، محمد قهرمانی، بیژن ترقی، اسماعیل شاهرودی، پروین دولت آبادی، مهدی اخوان ثالث، سیمین بهبهانی، فروغ فرخزاد، فریدون مشیری، محمدعلی سپانلو و سید کریم امیری فیروزکوهی تغییر نام یافتند.

 

در هرحال همین تصمیم شورای شهر و اقدام شهرداری -در زمانه ای که فرهنگ در هیاهوی اقتصاد و سیاست فراموش می شود- گام نخست توجه به حافظه جمعی ایرانیان است. 

 

بنابراین می توان چنین گفت: «با یک گل بهار نمی شود، اما می توان به آمدن بهار امیدوار شد»

پایان پیام/14

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

به بهانه اکران «ما همه با هم هستیم»

شما همه با هم هستید!

در واکنش به ساخت فیلمی چون «ما همه با هم هستیم»، به جای تلاش برای نقد سینمایی غیرضروری آن، باید به سراغ موضوعات مهم تری رفت.

اخبار برگزیده شبستان