خبرگزاری شبستان

یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

الأحد ١٤ رمضان ١٤٤٠

Sunday, May 19, 2019

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : قرآن و معارف - اخلاق و معارف اسلامی زمان :   ۱۳۹۸/۱/۲۲ - ۱۲:۳۴ شناسه خبر : ۷۷۹۵۰۴
حجت الاسلام و المسلمین امیر گلپور:
پاسخ امام صادق (ع) به جوانی که گفت چطور حسین (ع) را یاری کنم؟
امام به آن جوان گفت اگر تو امروز با بدن خود نمی توانی امام حسین (ع) را یاری کنی اما با قلب و با فکر و چشم و گوش خود می توانی امام حسین را یاری کنی اگر بتوانی حق دیدنی ها و شنیدنی ها و فکرها را ادا کنی.

خبرگزاری شبستان _گروه قرآن و معارف:‌ «یک وقتی جوانی نزد امام صادق (ع) آمد و عرض کرد که ما دوست داریم حسین (ع) را یاری کنیم امام فرمودند لبیک یا داعلی الله ان کان لم یجبک بدنی عند استغاثتک فقد اجابک قلبی و سمعی و بصری و رایی و هوای علی التسلیم / داعی الله یعنی دعوت کننده به سمت الله و همه اهل بیت در حقیقت دعوت کننده به سوی خوبی ها هستند. امام به آن جوان گفت اگر تو امروز با بدن خود نمی توانی امام حسین (ع) را یاری کنی اما با قلب و با فکر و چشم و گوش خود می توانی امام حسین را یاری کنی اگر بتوانی حق دیدنی ها و شنیدنی ها و فکرها را ادا کنی یعنی با چشم خود حق را ببینی و با گوش حق را بشنوی و با فکرت در مسیر حق قرار بگیری و درگیر خیال های شیطانی نباشی.»

 آنچه در ادامه می آید بخش دوم گفتگوی خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با حجت الاسلام و المسلمین «امیر گلپور»» مسئول کارگاه های آموزشی مرکز قرآن و حدیث حوزه های علمیه سراسر کشور درباره جایگاه معنوی و فضایل حضرت سیدالشهدا (ع) در آینه روایات معصومان است.

 

فرازی از توصیفی زیبا از امام حسین (ع) در زیارت ناحیه مقدسه برایمان بگویید.

در زیارت ناحیه مقدسه می خوانیم  که یکی از ویژگی های حضرت سیدالشهدا (ع) این است: "للظالمین مباین"، سیدالشهدا از ظَلَمه دوری می کند  با ظالمان هم کاسه نیست نقطه مقابل ظلمه است و به خاطر همین خصلت است که در اوج عطوفت و مهر از خون و خانواده خود می گذرد از خانواده و فرزندان خود می گذرد و هر آنچه دارد فدا می کند.  ما نباید از یاد ببریم که امام حسین(ع)  مظهر احسان و انفاق و صداقت و دوستی است  بهترین الگو برای زندگی دنیوی زیبا لذا افرادی که در زمان ما زندگی می کنند مردم معاصر ما اگر بخواهند زندگی دنیای بهتری داشته باشند راهش این است که در مسیر سیدالشهدا (ع) گام بردارند. دنیای بهتر در حقیقت در گرو همراهی با سیدالشهداست. شنیده ایم که حضرت سیدالشهدا به عمرسعد که در برابر ایشان قرار گرفت چه گفت. عمر سعد دنبال دنیاطلبی بود اما سیدالشهدا به ایشان گفت که تو از گندم ری نخواهی خورد و همین هم شد. در روایات از سیدالشهدا آمده است که: من تخلف عنی فلا ینال الفتح / کسی که از سیره من دوری گزینند در دنیا هم به چیزی نخواهد رسید.

بسیاری از افراد آرزو دارند که ای کاش در کربلا با امام حسین بودند. چه کنیم که این حس را داشته باشیم که با حسین (ع) هستیم؟

یک وقتی جوانی نزد امام صادق (ع) آمد و عرض کرد که ما دوست داریم حسین (ع) را یاری کنیم امام فرمودند لبیک یا داعلی الله ان کان لم یجبک بدنی عند استغاثتک فقد اجابک قلبی و سمعی و بصری و رایی و هوای علی التسلیم / داعی الله یعنی دعوت کننده به سمت الله و همه اهل بیت در حقیقت دعوت کننده به سوی خوبی ها هستند. امام به آن جوان گفت اگر تو امروز با بدن خود نمی توانی امام حسین (ع) را یاری کنی اما با قلب و با فکر و چشم و گوش خود می توانی امام حسین را یاری کنی اگر بتوانی حق دیدنی ها و شنیدنی ها و فکرها را ادا کنی یعنی با چشم خود حق را ببینی و با گوش حق را بشنوی و با فکرت در مسیر حق قرار بگیری و درگیر خیال های شیطانی نباشی.

با سیدالشهدا (ع) بودن یعنی زندگی بر مدار حق، فرد با خود بیازماید که تا چه اندازه اهل انفاق و احسان و محبت است. شب عاشورا سیدالشهدا (ع) به یاران خود گفت که از فرصت تاریکی شب استفاده کنند و او را ترک کنند آن وقت وفاداری یاران حضرت را ببینید که چه گفتند؟ حضرت ابوالفضل علیه السلام فرمود اگر ما از نزد تو برویم بعد از تو آیا می توانیم زندگی کنیم؟ ما این همه خوبی و کرم و لطف از تو دیده ایم عاشق چطور می تواند بدون معشوق زندگی را سپری کند؟ اصحاب حضرت هر کسی به یک گونه اظهار ارادت کردند و گفتند ما هفتاد جان هم که داشته باشیم و قرار باشد که هفتاد بار ذبح شویم حاضریم  هر بار در راه تو جان مان را فدا کنیم. چرا؟ به خاطر این که می دیدند سیدالشهدا (ع) پروانه وار بر مدار عشق و حقیقت می چرخد و فطرت خدایی آن ها متوجه این قضیه بود.

چه فضایلی برای زیارت حضرت در زبان اولیا آمده است؟

امام صادق (ع) فرمودند مَنْ زَارَ الْحُسَیْنِ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِی عَرْشِهِ / هر کسی که حسین را زیارت کند مثل این است که خداوند را در عرش زیارت کرده است و این سخن امام صادق علیه السلام اغراق نیست به خاطر این که حسین (ع) همه چیز خود را در راه توحید و بندگی فدا کرد از این نظر حسین (ع) تجسم توحید و خدایی بودن است و کربلا اوج نمایش این توحید است به خاطر این است که سیدالشهدا صاحب این مقام و وجهه می شود.  شما نگاه کنید  وقتی یاران حضرت برای ورود به میدان اذن می خواستند حضرت به سادگی اجازه نمی دادند و به نوعی معطل شان می گردند اما وقتی علی اکبر آمد که اجازه بگیرد فوری اجازه دادند و اصلا معطل نکردند و گفتند برو. این اوج توحید است. آن هم به چه کسی این گونه اجازه می دهد که قربانی شود؟  به اشبه الناس خَلقا و خُلقا به رسول الله (ص)، علی اکبر از حیث صورت و سیما و راه رفتن و خلق و خو مثل پیامبر بود و این جوان حضور پیامبر را در اذهان اهل بیت تداعی می کرد آن وقت یک پدر بدون این که مجال تردید بدهد به چنین شخصی با چنین جایگاهی بدون معطلی می گوید علی برو، این چیزی جز نمایش توحید خالص نیست.

یکی از آن لحظات ناب آنجاست که حضرت، علی اصغر را بوسید و با او وداع گفت. آن جا سیدالشهدا (ع) جمله ای می گوید که نشان دهنده توحید محض است. آن جا که علی اکبر شش ماه را شهید می کنند ناله و شکایت نمی کند آن لحظه دردناک ترین لحظه برای سیدالشهدا (ع) است چون علی اصغر حتی زبان نداشت که یک بابا بگوید اما حضرت راضی به رضای خداست و آن جمله نورانی را بیان می کند که خدایا چون تو می بینی بر من آسان است. این اوج مقام توحید و رضاست.

حضرت به چنین جایگاهی رسیده که آن وقت زیارتش چنین ارج و قربی دارد به طوری که از زبان امام رضا علیه السلام می شنویم که گریه بر مظلومیت اباعبدالله گناهان کبیره را از بین می برد.

ممکن است برخی بپرسند واقعا چرا این گونه است؟

خب گاهی عقل انسان متحیر می شود که این همه بریز و بپاش از طرف خدا برای چه است. یک وقتی از سید بحرالعلوم این سوال را پرسیدند که چرا این همه عظمت و جایگاه برای زیارت امام حسین (ع) در نظر گرفته شده است.  سید بحرالعلوم گفت یک وقتی پادشاهی برای تفرج و شکار بیرون می رود و در راه شکار از ندیمان خود جدا می شود و راه را گم می کند. او در بیابان بی آب و علف گم شده و تشنگی و گرسنگی جانش را تهدید می کند. آن جا به یک صحرانشین برمی خورد آن صحرانشین یک بزغاله داشت از شیر آن بزغاله می دوشد و به مهمان می دهد بعد هم آن بزغاله را زمین می زند و چند روزی مهمان را اطعام می کند.  پادشاه به آن مرد می گوید  وقتی آمدی شهر به کاخ من سری بزن.  روزی که آن صحرانشین به کاخ شما می رسد پادشاه، سران و فرماندهان را جمع می کند و ماجرا را می گوید و از آن ها نظر می خواهد که برای جبران محبت آن مرد صحرانشین به او چه بدهد. یکی می گوید 100 گوسفند اما پادشاه می گوید کم است. یکی می گوید 100 گوسفند و 100 گاو،  پادشاه می گوید کم است.  یکی می گوید 100 شتر هم اضافه کنید باز پادشاه می گوید این کم است. یکی می گوید نصف عمارت را هم بدهید  پادشاه می گوید او هرچه داشت به خاطر من زمین زد و حق این است که من هرچه دارم به خاطر او  زمین بزنم.  این را سید بحرالعلوم می گوید و ادامه می دهد سیدالشهدا هرچه داشت به خاطر دین خدا به زمین زد برای این که مردم راه خداوند را گم نکنند هفده نفر از بهترین عزیزان خود  را قربانی کرد به خاطر همین است که امام حسین در دنیا و آخرت تا این حد عزیز است.

و کیفیت سوگ ما در رثای حسین (ع) چگونه باشد؟

به تعبیر آقای جوادی آملی گریه ما نه از سر دلسوزی که به خاطر چیز دیگری است. ما بر حسین گریه می کنیم چون روزی که حسین را ذبح کردند ذبح عقلانیت، ذبح اخلاق، ذبح احسان و ذبح صداقت بود. در حقیقت عدالت و صداقت و احسان را سر بریدند و از این رو ما گریه می کنم.  

 

 

 

پایان پیام/187
کلید ‫واژه‌ها:
|
|
|

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

شبستان گزارش می‌دهد

ابتکار دفتر آیت‌الله جوادی‌آملی در پاسخ به سوالات شرعی/نمایش راه خوب زیستن به علاقمندان

توقفی کوتاه در غرفه دفتر آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی در نمایشگاه بین‌المللی قرآن نشان می‌دهد که این مرجع و دفاتر متصل به معظم‌له در تلاش هستند با نوآوری و خلاقیت و استفاده از تازه‌ترین فناوری‌های روز و دانش جدید، مردم را با معارف دینی آشنا کنند.

اخبار برگزیده شبستان