خبرگزاری شبستان

شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷

السبت ١٧ جمادى الثانية ١٤٤٠

Saturday, February 23, 2019

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : کرمان - زمان :   ۱۳۹۷/۱۱/۱۶ - ۰۹:۱۲ شناسه خبر : ۷۶۲۹۱۷

مبارزانِ مسجدی/جرقه هایی که جریان ساز شد
هشت سال بیشتر نداشتم. وقتی اشک پدرم را در رحلت آیت الله بروجردی دیدم، جرقه ای در ذهنم آمد که علما و روحانیون چه کسانی هستند که نبودشان اینقدر مردم را غمگین می کند. تصمیم گرفتم اطلاعاتم را افزایش دهم.

غلامرضا رمضانی، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری شبستان از رفسنجان ضمن بیان خاطراتی از دوران انقلاب؛ با بیان اینکه در اول شهریور سال 1332 به دنیا آمدم؛ افزود: هم دیوار به دیوار مسجد بودیم  و هم همسایه روحانی مسجد، حجت الاسلام حاج شیخ عباس پورمحمدی که در فاصله 4 متری منزل ما بود؛ به لحاظ اینکه در چنین محیطی قرار گرفته بودم زمینه های رشد معنوی در من پدیدار می شد و خدا را شاکرم.

 

 

وی افزود: آن زمان نه برق بود و نه بلندگو، لذا صدای اذان به صورت زنده طنین انداز می شد و روحبخش بود، این نعمت را خدا عطا کرد که هم دیوار به دیوار مسجد هم همسایه حاج آقا پورمحمدی باشیم از طرفی هوای مسجد، صفای مسجد و هوای رفتن به خانه حاج آقا پورمحمدی؛ من به خود می بالم چنین ارزش هایی را خداوند به من عنایت کرد.

 

 

رمضانی بیان کرد: روز جمعه ای در سال 1340 که در سن 8 سالگی بودم از طریق رادیوی کوچک شوهر خاله ام خبر فوت آیت الله بروجردی و اعلام عزای عمومی را شنیدم؛ به خانه برگشتم، پدرم پرسید در خانه خاله چه خبر بود؟ گفتم رادیو خبر فوت آیت الله بروجردی را اعلام کرد که دیدم اشک از چشمان پدرم سرازیر شد و این جرفه در ذهن من زده شد که آیت الله بروجردی، علما و روحانیون چه کسانی هستند که اینقدر مردم از نبودشان اندوهگین می شوند لذا به فکر افتادم تا در این زمینه اطلاعاتم را افزایش دهم، دوسال بعد از آن یعنی سال 1342 امام خمینی قیام کردند و شاهنشاه می خواست مرجعیت را از ایران به عراق منتقل کند که با تلاش علما امام خمینی (ره) مرجعیت بعد از آیت الله بروجردی، شدند.

 

 

وی ادامه داد:  تقویم سال 1342 که به چاپ رسید عکس بزرگی از امام وسط و چند تایی از علمای برجسته نیز اطراف این عکس زده شده بود؛ من هم بچه بودم و به خانه شیخ عباس پورمحمدی می رفتم، چند تا تقویم به من دادند که به اقوام بدهم، من بچه بودم و اکثر اقوام ژاندارم؛ حدود 15 تا تقویم بین آنها پخش کردم و زمانی که انقلاب در سال 57 پیروز شد، شوهرخاله ام به من گفت هنوز تقویم را در گنجه نگهداری می کنم.

 

 

رمضانی بیان کرد: در سال 51 استخدام آموزش و پرورش و در دانشسرای مقدماتی مشغول به کار شدم و برای این کار، نذر سه روز روزه را کردم که برای ادای این نذر یک روز روزه بودم که در مدرسه چشمم تار شد و بی هوش شدم و از آن روز مرا صدا می زدند شیخ رمضانی، از آن پس با بچه هایی که بویی از معنویت برده بودند جلسات قرآنی و دعای ندبه و کمیل را برگزار می کردیم.

 

 

وی تصریح کرد: همان سال ها حدود سال های 51 و 52 قرار بود  جشن 2500 ساله شاهنشاهی را بگیرند یکی از افراد در کریدور دانشسرا تمام عکس های شاه و هویدا و نخست وزیر و غیره را تنظیم کرد و ما شیطنت کردیم و ساعت 6 و نیم صبح آمدیم داخل دانشسرا و با خودکار تمام چشم های عکس ها را درآوردیم و رفتیم خانه؛ ساعت 8 برگشتیم در دانشسرا غوغایی شد و مدیر و مسئولان نمی دانستند کار چه کسی  بوده و عکس ها را  جمع آوری کردند.

 

 

این مبارز انقلابی با اشاره به اینکه من در سال 57 هنوز آن زمان حجت الاسلام شیخ محمد هاشمیان را ندیده بودم؛ ادامه داد: گفتند به مناسبت نیمه شعبان ایشان سخنرانی دارد و انصافاً هاشمیان تند صحبت کرد و هر آن فکر می کردیم نیروهای انتظامی می ریزند و غوغا می شود اما خوشبختانه اتفاق خاصی نیفتاد سپس جمعیت برای پایین آوردن مجسمه شاه راهی میدان شدند اما تیراندازی هوایی برای متفرق کردن مردم شروع شد و مردم به میدان شهدای فعلی فرار کردند و ما هم به طرف مسجد جامع رفتیم و خبری از شهید شدن پسر حجت الاسلام انصاری نداشتیم؛ فردای آن روز حجت الاسلام انصاری را دیدم که عبایش بر خاک کشیده می شود و مرگ بر شاه می گوید و به شاه فحش می دهد و تعدادی هم اطرافش بودند. آن وقت فهمیدیم که پسرش شهید شده است ( محمدحسین انصاری جوانی 17 ساله در تاریخ 30 تیر 57 مصادف با شب نیمه شعبان توسط عوامل رژیم شاه به عنوان اولین شهید رفسنجان و استان کرمان به شمار می رود) که جلوی  شهربانی برای تحویل گرفتن پیکر مطهر شهید انصاری مردم جمع شدند.

 

 

رمضانی با اشاره به اینکه هر دوره ای هم یزید دارد هم امام حسین و امروز نیز چنین است؛ افزود: قبل از انقلاب با شاه جنگیدیم؛ انقلابی که با خون دل و مبارزات و شکنجه ها به وجود آمده، ببینید چه کسانی شکنجه شدند و باعث  شدند تا انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی برسد.

 

وی ادامه داد: بعد از پیروزی انقلاب دشمن 8 سال جنگ برای ما تحمیل کرد، جنگ نظامی تمام شد و آنها در پی راه اندازی جنگ دیگری بودند و  جنگ فرهنگی را به راه انداختد در آن جنگ توسعه و گسترش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، توزیع مواد مخدر و از راه بدر کردن نسل جوان مسلمان را در سر خود می پروراندند.

 

 

این مبارز انقلابی تصریح کرد: تلفات در این زمینه و جنگ فرهنگی از جنگ تحمیلی بیشتر است جنگ فرهنگی هنوز ادامه دارد همزمان با این جنگ، جنگ اقتصادی را راه انداخته است و مردم را تحریک می کنند تا از انقلاب دست بکشند لذا هنوز دشمن توطئه های دیگر علیه ما دارد؛ انقلاب ما و نظام اسلامی حاکم بر جامعه پرچمی دارد در دست امام خامنه ای، ماها که ادعای ولایت مداری می کنیم باید چشممان بر بیرق ایشان و نگاهمان به دهانش باشد تا هیچ تزلزلی ایران اسلامی را تخریب نکند؛ انقلاب مثنوی هفتاد من است و زوایای مختلف انقلاب را برای نسل جوان تشریح کنیم و اگر بصیرت داشته باشیم و هوشمند باشیم هرگز شکست نمی خوریم.

 

 

 

 

 

پایان پیام/605

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

سردار سلامی در جمع رزمندگان کرمان:

فرمول‌های غلبه بر دشمن را در اختیار داریم/ دشمن از هر زاویه‌ای که سمت ما بیاید شکست می‌خورد

سردار سلامی با بیان اینکه فرمول‌های غلبه بر دشمن را در اختیار داریم گفت: در رقابت نفوذ بین ارزش‌های انقلاب و اسلام و نفوذ سیاست‌های دشمنان؛ ارزش‌های اسلام و انقلاب غلبه یافته و جهان اسلام بیدار و جهاد در همه سرزمین‌های اسلامی ریشه یافته است.

اخبار برگزیده شبستان