خبرگزاری شبستان

چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷

الأربعاء ٣ ذو الحجّة ١٤٣٩

Wednesday, August 15, 2018

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : مهدویت و غدیر - مهدی باوران زمان :   ۱۳۹۷/۳/۲۳ - ۰۹:۰۱ شناسه خبر : ۷۰۸۰۰۹
کارشناس و مولف مهدوی در گفت وگو با شبستان:
هنر منتظر، عبد خدا شدن است/آشتی با امام زمان(عج)؛ بهترین سوغات رمضان
خبرگزاری شبستان: آنچه برای منتظر اهمیت دارد، آن است که با روزه از بند منیت و خودخواهی رها شود؛ هرچه انسان از خودخواهی ها فاصله بگیرد فاصله اش با امام زمان(عج) کمرنگ تر می شود. لذا روح و حقیقت روزه آن است که انسان را به امام زمان(عج) نزدیک تر کند.

به گزارش خبرنگار گروه مهدویت و غدیر خبرگزاری شبستان:  فرا رسیدن روزهای پایانی ماه مبارک رمضان و رسیدن وقت ترک ضیافت الله فرصتی را فراهم آورد تا دستاوردهای یک ماه روزه داری و بندگی برای سبک زندگی منتظرانه را در گفت وگو با حجت الاسلام محمود اباذری، کارشناس مرکز تخصصی مهدویت قم و نویسنده آثاری نظیر «قافله سالار»، «سیمای ماه دوازدهم در سی جز قرآن»، «ادعیه و زیارات مهدوی» به بحث و بررسی بگذاریم؛ انچه در ادامه می آید مشروح این گفت وگو است:

 

روزه ماه مبارک رمضان چه ویزگی هایی را در سبک زندگی منتظرانه نهادینه می کند تا دیگر ایام سال نیز منتظر با رعایت آنها، به ظهور نزدیک شود؟

 

در رابطه با سبک زندگی منتظرانه و ارتباط این نحوه از زندگی با روزه و روزه داری در سه محور می توان نکاتی را بیان کرد. محور اول اینکه در زندگی منتظرانه چیزی که برای یک منتظر اهمیت دارد اطاعت و حرف شنوی از خالق هستی و ولّی خداست، وقتی به طور صریح حکم صادر می شود که «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » منتظر باید لبیک بگوید.
 

شاید به همین دلیل باشد که خداوند در آیه 16 سوره مبارکه حدید از کسانی که ظاهرا ایمان آورده اند ولی در عمل دل هایشان خدایی نیست گله می کند و می فرماید: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ» (آيا براى كسانى كه ايمان آورده‏ اند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم و فروتن گردد و مانند كسانى نباشند كه از پيش بدانها كتاب داده شد و عمر و انتظار بر آنان به درازا كشيد و دلهايشان سخت گرديد و بسيارى از آنها فاسق بودند).

 

امام صادق(ع) این آیه را مربوط به مردم دوران غیبت امام زمان(عج) می داند چراکه از ویژگی های دوران غیبت دنیاطلبی و قساوت قلب است، لذا وظایف منتظر در یک بیان بسیار جامع و زیبا در این آیه بیان می شود که آیا وقت آن نشده است که دل ها برای خدا نرم شود؟

 

منتظر دنبال چشم و هم چشمی و مد و اینکه دیگران چه می گویند و نمی گویند، نیست، بلکه دنبال آن است که وظیفه الهی خود را انجام دهد، مثل روزه داری در ماه مبارک رمضان؛ روزه راهی برای درک حال فقرا است، همان چیزی که سیره اهل بیت(ع) و امام زمان(عج) بوده و است. در قرآن دو بال برای عروج انسان عرضه شده: یکی ارتباط با خالق که سمبل آن نماز است و دیگری ارتباط با مخلوق و دستگیری از نیازمندان که سمبل آن در زکات و انفاق است. برای همین روزه دار با اقتداء به امام زمان(عج) و سایر اهل بیت(ع) سعی می کند که به فکر نیازمندان، ایتام و فقرا هم باشد و روزه راهی است که چنین روحیه ای را در انسان تقویت و رقت قلب را در او ایجاد می کند تا در طول سال به فکر مردم باشد و به حدی که می تواند در مشکلات همراهی شان کند.

 

آیا روزه و حضور فعالانه در ضیافت الهی رهاورد دیگری نیز برای سبک زندگی منتظرانه دارد؟

 

بله؛ محور سوم که مهمترین محور محسوب می شود بحث شناخت موانع رسیدن به محبوب در زندگی منتظرانه است، در این مورد مقدمه ای را عنوان می کنم چون لازم است که ارتباط میان سبک زندگی منتظرانه و روزه داری به خوبی تبیین شود.

 

علامه محمدتقی جعفری می‌‌‌فرمود: عده‌‌‌ای از جامعه‌‌‌شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمع شده بودند تا دربارة موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم؛ مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول، پشتوانه آن است. امّا معیار ارزش انسان‌‌‌ها در چیست؟ هر کدام از جامعه شناس‌‌‌ها صحبت‌‌‌هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند. وقتی نوبت به بنده رسید، گفتم: اگر می‌‌‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می‌‌‌ورزد. کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است. اما کسی که عشقش خدای متعال است، ارزش اش به اندازه خداست.

علامه فرمود: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس‌‌‌هایی که صحبت‌‌‌های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند. وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام امام علی(ع) است. آن حضرت(ع) در «نهج البلاغه» می‌‌‌فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ؛ ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می‌‌‌دارد.» وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت(ع) را بر زبان جاری کردند.

 

اینجاست که ارزش ثار الله معلوم می‌‌‌شود. ثار الله اضافة تشریفی است. خونی که در واقع آن قدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازة خدای متعال است.

 

جالب آن است که قرآن هم در این زمینه گلایه ای دارد در این مورد که گاهی ما انسان ها از شناخت قدر و اندازه خود غافلیم. قرآن در این مورد می فرماید: « أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ» (آيا ندانسته‏ ايد كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است و برخى از مردم در باره خدا بى[آنكه] دانش و رهنمود و كتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى ‏خيزند).

 

پیام این آیه آن است که ای انسان اگرچه همه عالم و هستی برای تو سفره شده اما آیا تو فقط برای خوردن، خوابیدن و لذت گرایی آمده ای اگر چنین است که حیوانات از ما جلوترند. اگر آدمی از قدرت تفکر خود استفاده کرد، قطعا به این نتیجه می رسد که در وجود من چیزی فراتر از این جسم و ماده است که ارزش این را داشته که همه کائنات در خدمت من باشند.

 

اگر آنچه که در وجود ماست بالقوه بوده و قرار است که به فعلیت برسد پس انسان باید یک سیر و حرکتی را پشت سر بگذارد، راه را بشناسد و از یک راهنما مدد بگیرد. به همین دلیل است که موسی بن جعفر علیهماالسلام درباره آیه 20 سوره مبارکه لقمان فرمود: «مراد از نعمت ظاهره امام ظاهر است و مراد از نعمت باطنه امام غائب است». حماد بن أبي زياد الأزدي قال: سألت سيدي موسى بن جعفر عليهما السلام عن قول الله عز و جل: وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً فقال عليه السلام: النعمة الظاهرة الامام الظاهر و الباطنة الامام الغائب.

 

ارتباط بخش اول و آخر آیه 20 سوره مبارکه لقمان حکایت از این دارد که اگر انسان خود را شناخت، ضرورت نیاز به قافله سالار برایش به خوبی روشن می شود که باید به دنبال آن حجت خدا و امام زمان خویش باشد و درمی یابد مسیر کمال و تقرب الی الله، انسان کامل است.

 

چه موانعی منتظران را از چشیدن چنین شیرینی هایی در سبک زندگی باز می دارد و انتظار را از مسیر زمینه سازی و اثرگذاری خارج می کند؟

 

 این موانع دو مورد است، یکی مانع درونی که هوای نفس است و دیگری دشمن بیرونی که شیطان و وسوسه هایش است. برای آنکه بحث روشن تر شود و تاثیر روزه در زندگی انسان منتظر بیش از پیش مشخص شود، مثالی را در مورد حج بیان می کنیم.

 

یک حاجی از راه دور خود را به مسجدالحرام می رساند و چشم اش به مکه معظمه روشن می شود و گِرد کعبه طواف می کند و شاد و خوشحال  است از اینکه کنار کعبه قرار گرفته اما ندا می رسد که باید از از کعبه فاصله بگیری و از محدوده حرم بیرون رفته و به عرفات بروی و بعد آرام آرام برگردی و به مشعر و منا بروی، زائر سه روز باید در منا معطل بماند. دور کعبه چرخیدن هنر نیست، عبد خدا شدن، هنر است، برای عبد خدا شدن همین دو مانع درونی و بیرونی وجود دارد، یکی مانع بیرون که شیطان است که با رمی جمرات در جریان حج او را دور می کنیم و دیگری بحث قربانی است، انسان پا روی نفس اش می گذارد و زمانی که قربانی کرد اجازه پیدا می کند که به سرزمین وحی بازگردد و دور کعبه طواف کند.

 

ماه مبارک رمضان هم اگرچه ماه مهمانی خداست اما از همان ابتدا به مهمان گفته می شود که نباید چیزی بخوری و بیاشامی؛ اما علت چیست؟ دلیل آن است که اگر انسان دنبال شهوات و آنچه که دلش می خواهد، باشد از رسیدن به محبوب باز می ماند، پس برای مدیریت نفس و رهایی از خودخواهی، روزه بر انسان واجب شد تا در عمل بگوید من انسان هستم و می توانم نفس خود را مدیریت کنم. با شناخت این موانع است که انسان به محبوب می رسد. چنان که امام خمینی(ره) در شعری فرمودند:

 

گفتم از خود برهم تا رخ ماه تو ببینم***چه کنم من که از این قید منیّت نرهیدم

 

از این رو، اگر امام زمان(عج) را نمی بینیم علت آن است که گرفتار منیت ها هستیم، عده ای خود را از این منیت ها رهانیده اند. پس آنچه برای منتظر اهمیت دارد، آن است که با روزه را برای رهایی از خودخواهی بگیرد؛ هرچه انسان از خودخواهی ها فاصله بگیرد فاصله اش با امام زمان(عج) کمرنگ تر می شود. لذا روح و حقیقت روزه آن است که انسان را به امام زمان(عج) نزدیک تر کند.

 

 

پایان پیام/248

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

ما منتظریم

این نظم بشری غیرعادلانه مورد رد و اعتراض بشر منتظر ظهور است

این نظم بشری ای که در آن انسان های بیشماری مظلوم واقع می شوند، دل های بی شماری گمراه می شوند، انسان های بی شماری فرصت عبودیت خدا را پیدا نمی کنند، مورد رد و اعتراض بشری است که منتظر ظهور امام زمان(عج) است.

اخبار برگزیده شبستان