خبرگزاری شبستان

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

الاثنين ١٠ ربيع الأوّل ١٤٤٠

Monday, November 19, 2018

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : البرز - زمان :   ۱۳۹۶/۱۲/۲۲ - ۱۷:۵۶ شناسه خبر : ۶۹۵۵۶۶

بازار رنگین آخر سال و چانه هایی که برای نان گرم می شود
خبرگزاری شبستان: در آستانه سال جدید، خیابان اصلی چهارراه مصباح کرج برای جمعی از دستفروشان یک فرصت به منظور عرضه اجناس به مردم با قیمتی ارزان تر نسبت به فروشندگان مغازه است و این بهانه ای می شود تا از نزدیک در جریان روند فعالیت این قشر جامعه باشیم.

خبرگزاری شبستان – البرز

 

منطقه مصباح از مناطق قدیمی شهر کرج است که به واسطه مسجد اعظم بسیاری از مردم خاطرات دوران انقلاب و فعالیت های جوانان کرجی را با مرکزیت آن به خاطر دارند.

 

این ایام؛ در آستانه سال جدید، خیابان اصلی چهارراه مصباح با هماهگی شهرداری کرج برای عده ای از دستفروشان یک فرصت به منظور عرضه اجناس به مردم با قیمتی ارزان تر نسبت به فروشندگان مغازه است.

 

ابوالفضل یکی از صدها دستفروشی است که این شب ها بساط فروش چسب هایش گرم تر از همیشه است. او تنها 14 سال دارد و در فراغت ساعات پس از درس سعی و اهتمام خود را برای کسب روزی به کار بسته است. درد پلیپ روده اش را فراموش کرده است، اما یاد و خاطره خواهر هفت ساله اش نرگس را همواره در ذهن خود مرور می کند.

 

این نوجوان کرجی که رنج اعتیاد پدر و مرگ مادر را به همراه خواهر کوچک هفت ساله اش به جان خریده است، این روزها از اینکه مردم خوشحال و راضی هستند و شور و حال سال نو را دارند ابراز خوشحالی می کند.

 

 

دانش آموز کلاس نهم که سعی دارد در مجال گفتگو مشتری هایش را از دست ندهد از ما می خواهد که عکسش را نگیریم، سپس ادامه داد: اینکه پولی به دست بیارم حسی از افتخار را برایم ایجاد می کند.

 

وی با تأمل بر جنس هایی که برای فروش آورده است، می گوید: به همراه دایی ناصر این شلوارها را از بازار تهران همین هفته خریدیم و الان هم با کمی سود یعنی تقریبا 5 هزار تومان روی هر شلوار آن ها را می فروشیم. مشتری ها راضی هستند و خودشان می روند و مشتری های دیگری می آورند.

 

همین وقت چند مأمور سد معبر با حضور خود در منطقه فضای شور و حال این خرید و فروش ها را برهم می زنند. گروهی پنج و شش نفره هستند قدم به قدم به سراغ دستفروشان می روند و از آن ها می خواهند که کمی عقب تر بروند تا مسیر تردد ماشین ها فراهم شود.

 

با وجود آن که به دستفروشان این مکان از طرف شهرداری مجوز داده شده است، استرس و دلنگرانی به سراغ آنان می آید، ولی چندی نمی کشد که بار دیگر هیاهوی خرید برمی گردد.

 

مردم متقاضی این فروش هستند چرا که هم قیمت ها ارزان و هم همه جور اجناس شب عید وجود دارد و این هم طرازی و اشتراک میان خریدار و فروشنده رضایت نسبی را برای مردم به وجود آورده است.

 

یک مشتری در حال چانه زدن با دایی ابوالفضل بر سر قیمت است، شلوار را برانداز می کند و سپس راضی به خرید می شود ولی به قیمتی پایین تر.

 

اکثر دستفروشان کارتخوان ندارند و هر یک برای آن که این مشکل را مرتفع کنند با یکی از مغازه داران هماهنگی کرده اند تا کارت مشتری را بکشد و در نهایت آخر شب آن مبلغ را دریافت کنند.

 

 

دایی ابوالفضل نیز مشتری را به مغازه ای که در جوار آن بساط کرده است راهنمایی می کند و این گونه مشکل نبود پول نقد مرتفع می شود. با تاریک شدن هوا، کسبه دستفروش به خاطر تاریکی در تنگنا قرار می گیرند، آن چنان که دایی ابوالفضل برایمان از مشتری هایی می گوید که از این فرصت برای پرداخت پول تقلبی و حتی گاهی سرقت اجناس استفاده می شود.

 

این که مالیات پرداخت نمی کنند و مجبور نیستند هزینه های مغازه را پرداخت کنند، مهم ترین نکته ای است که در گفتگو با ما به آن اشاره می کند. ابوالفضل که پدر و مادرش را از دست داده است، دوست دارد همراه با دایی اش برای کسب روزی تلاش کند با این وجود مخارج بالای هزینه های درمان باعث شده است که درد چسبندگی روده اش را تاب بیاورد و دم نزند.

 

بیمه سلامت هم به گفته دایی او منتفی شده و آنان تنها با مستمری هر دو ‌ماه یکبار 40 هزار تومان کمیته امداد سر می کنند. البته این سوال برای رسانه به منظور پیگیری روند طرح بیمه سلامت محفوظ ماند.

 

با این همه لبخند از چهره ابوالفضل به آنی کنار نمی رود، می پرسیم بیشتر دوست دارد که چه بفروشد و او در جواب می گوید: تنگ ماهی قرمز.

 

 

تا پاسی از شب بساط دستفروشان پهن است، خیلی از آنان عمده اجناس خود را این روزها می فروشند هر چند به قیمتی نازل از خرید. رضایت نسبی از خرید یکی از مسائلی است که میان مردم به چشم می خورد.

 

چانه دستفروشان برای فروش اجناس خود به قیمتی کمتر از مغازه داران گرم شده است و در این میان شور و حال خرید عید به خصوص میان بچه ها دیده می شود.

 

 

 

 

 

 

پایان پیام/543

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

به زودی؛

کتاب « شهید علی تمامزاده» با همت کانون فرهنگی شهید آقایی رونمایی می شود

مدیرکتابخانه شهید آقایی مسجد حضرت باب الحوائج(ع) رویکرد کتابخانه های عمومی مساجد را ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی خواند و گفت: کتاب « شهید علی تمامزاده» به زودی و با همت کانون فرهنگی شهید آقایی رونمایی می شود.

اخبار برگزیده شبستان