خبرگزاری شبستان

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷

الجمعة ٨ صفر ١٤٤٠

Friday, October 19, 2018

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : قم - زمان :   ۱۳۹۶/۱۲/۱۷ - ۱۴:۰۳ شناسه خبر : ۶۹۴۵۰۳

نیم نگاهی به سبک زندگی حضرت زهرا (س)
خبرگزاری شبستان:چه دلنشین است در آستانه سال جدید شمسی به بهانه سالروز میلاد مادر هستی، حضرت زهرا (س) به جشن می نشینیم . این ایام بوی فاطمه بهترين آموزگار عالم را مي دهد. در پایان سال از بزرگ بانوی جهان اسلام، درس زندگي بياموزيم...

خبرگزاری شبستان/قم

چه دلنشین است در آستانه سال جدید شمسی به بهانه سالروز میلاد مادر هستی، حضرت زهرا (س) به جشن می نشینیم . این ایام بوی فاطمه  بهترين آموزگار عالم را مي دهد. در پایان سال از بزرگ بانوی جهان اسلام، درس زندگي بياموزيم تا علاوه بر سالي پراز رحمت وبركت، زندگي سرشار ازمعنويت وبا نشاطي برایمان رقم بزند.مطالب زير برگرفته ازكتاب «داستان خوبان جلد2» به قلم سيد جوادنورموسوي است.

 

سبک زندگی حضرت زهرا (س)

زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) راهنمای بسیار روشنی است برای کسانی که بخواهند به بهترین حیات دنیوی و اخروی دست یابند. این مساله آنقدر پر اهمیت است که در برخی احادیث شیعه  و پیروی از ایشان به التزام و تبعیت عملی از سبک زندگی ایشان در آمده است.
حضرت زهرا و خاندانش متعلق به همه عالمندووجود آنهاباعث مسّرت وامیدواری جامعه انسانی است،ما در زندگی خود می توانیم از آن ها سر مشق بگیریم . اگر چه اتفاقاً زندگانی اهل بیت (ع)چهارده قرن بیش از این رخ داده وگذشته ،لاکن باماهیّت وعلل ونتایج با حوادث زمان ما مشابه می با شد.با اطلاع از حوادث تاریخی تجربه های مفید به دست آوریم وبا کمک آن سبکی را پیش بگیریم که جامعه ما را به طرف سر بلندی بکشاند.واین بسیارنیکو وپسنده است که انسان بطور فطری از نیکی خشنود می شود.معصومین(ع)تنها کسانی هستد که جز نیکی وزیبائی ازایشان،چیزی به انجام نرسیده است.از این رو سبک شایسته ای برای زندگی انسان باشد.

همه ما موظف هستیم ابعاد زندگی فردی و اجتماعی آن حضرت را در جامعه گسترش دهیم، همچنین تمامی شیعیان و محبان آن حضرت لازم است الگوی خود در زندگی را حضرت فاطمه زهرا(س) قراد دهند و این بانوی بزرگوار جهان اسلام را به نسل نوجوان و جامعه معرفی کنند.

 

فاطمه(س) انسان کامل

در قرآن‌ کریم 17 صفت برای انسان کامل بیان شده است که وجود هر یک از این صفات فضیلتی بزرگ برای انسان محسوب می‌شود و هرچه این فضائل بیشتر در انسان یافت شود قیمت و ارزش وجودی انسان را بالاتر می‌برد و تا به آن‌جا می‌رساند که گاهی هیچ معادل قیمت و ارزشی برایش پیدا نمی‌شود و ارزشش فوق ارزش‌ها می‌شود.
این صفات هفده‌گانه که همگی در وجود حضرت فاطمه‌زهرا(س) متبلور بود خداوند در قرآن این‌چنین بیان کرده است: «انَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا؛ [1]  مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت‏‌پیشه و راستگو و شکیبا و فروتن و صدقه‏ دهنده و روزه‌‏دار و پاکدامن و که خدا را فراوان یاد مى‌‏کنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است».
تسلیم، ایمان، اطاعت، صداقت، صبر، خشوع، تصدیق، قناعت، صوم، عفت و ذکر مقاماتی است که کامل‌ترین مصادیقش در وجود حضرت زهرا(س) است.

 

حضرت زهرا(س)؛ بانوی حجب و حیا

حجب و حیای این بانوی بزرگ محدود به دوران حیاتشان در این زندگی چند روزه دنیوی نبود چنانچه در روایت داریم حضرت زهرا(س) قبل از مرگشان سفارش نمودند که ایشان را در تابوت قرار داده تا حتی پس از مرگ حجم بدن مبارکشان در جلوی چشم نامحرمان در زمان تشیع نمایان نباشد. صفات صدق، اطاعت پذیری، صبر، خشوع و تصدیق دیگر صفاتی است که وجود زهرا (س) را بی‌همتا نموده است.

ادب حضرت زهرا نسبت به پدر

يكى از آداب و رسوم زمان پيشين اين بود كه يكديگر را به اسم صدا مى‏كردند، و اين نوع خطاب نسبت به بعضى‏ها خلاف ادب بود، مخصوصاً حضرت رسول اكرم (ص) كه از مقام والا و احترام خاصى برخوردار بود نمى‏بايد مثل ساير افراد مخاطب قرار گيرد.
لذا خداوند متعال در اين رابطه آيه‏اى نازل فرمود كه مسلمين موظف و مكلف شدند آن حضرت را رسول‏اللَّه خطاب كنند.
زهرا(س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه ایشان بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود ، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به پیامبر(ص) نمی شد. نقل است از حضرت فاطمه (س) که فرمود: وقتی بر پیامبر (ص) آیه نازل شد (که پیامبر(ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت پیامبر (ص) مرا گرفت ، بطوری که نتوانستم به او "یا ابة" بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا کردم و او جواب نداد. حضرت فرمود: اى فاطمه اين آيه درباره‏ى تو و خانواده‏ات و نسلت نازل نشده، تو از منى و من از تو هستم، تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوب‌تر و برای پروردگار رضایت‌بخش‌تر است. بلكه درباره‏ى جفاكاران و درشت‏خويان از قريش و گردنكشان و اهل كبر و غرور نازل شد، شما: اى پدر بگو كه قلبم را زنده مى‏كند و خدا را خشنود مى ‏نمايد.

 

تربیت و رفتار با فرزندان

سیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.

در حدیث شریف کساء حضرت فاطمه(س) در پاسخ سلام فرزند خود امام حسن(ع) می فرماید: سلام برتو اى نور ديده ام و ميوه دلم. و در پاسخ سلام امام حسین(ع) می فرماید: سلام بر تو اى فرزند من و اى نور ديده ام و ميوه دلم.

حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو ، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».

و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با کودکان که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، واخلع عن الحق الرّسن، واعبد الهاً ذامنن، ولاتوال ذا الاحسن. (ای حسن ، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش.)

ایشان همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید.

همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگسالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.

در همین زمینه امام حسن (ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید.

آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود : محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.

از نکات دیگر تربیتی ایشان عدالت در توجه به کودکان بود. آمده است روزی امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد. رسول خدا(ص) برخاست، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود مقداری شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. فاطمه زهرا (س)، به پیامبر(ص) گفت: گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر(ص) فرمود: نه. هردو برایم عزیز و محبوبند ولی چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم.

همچنین روزی حسنین(ع) در حضور پیامبر (ص) کشتی گرفتند. در این میان فاطمه(س) شنید که پدر بزرگوارش، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند. حضرت زهرا(س) از این نوع رفتار پیامبر(ص) اظهار تعجب کرد. پیامبر فرمود: دوستم جبرئیل ، حسین را تشویق می کند و من حسن را تشویق می نمایم.

تعلیم مسائل دینی

حضرت فاطمه زهرا(س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره مند بود. روزی زنی نزد او آمد وگفت: مادری پیر دارم که در مورد نماز خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار ، سؤال وی راپاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس ، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.
 

ايثار نسبت به پدر و ساير اعضاى خانواده

فاطمه‏ى زهرا(ع) نه تنها براى افراد مستمند و بى‏چاره در خانه كمك و ايثار داشت، بلكه در داخل خانواده‏ى خود نيز ايثارگر بود و به هر يك از خانواده‏ى خود نيز ايثارگر بود و به هريك از خانواده‏ى خويش اعم از شوهر و فرزندان ايثار مى‏كرد.
فاطمه(ع)خود نمى‏خورد و على(ع) را سير مى‏كرد، و خود گرسنه مى‏ماند و درد و رنج مى‏كشيد، ولى شوهرش را متوجه نمى‏ساخت، و حتى جاهاى مجروح و متورم بدنش را كه از هجوم و ضرب مهاجمين خونخوار و منافق به خانه‏اش صورت گرفته بود، از شوهرش پوشيده داشت و على آنها را هنگام غسل دادن پيكر پاك زهرا متوجه شد.
فاطمه (ع) به فرزندان نيز ايثار داشت و شبانه روز براى آنان زحمت كشيد و دستاس نمود و با مهر و محبت بى‏نظير آنان را پرورش داد و راه و رسم پرورش فرزند را به پيروانش نشان داد. او در حالى كه مشغول كارهاى سخت و از جمله آرد كردن جو مى‏شد، از بچه‏هاى خود نيز غفلت نمى‏كرد و با آن حال به آنان مى‏رسيد و نوازش مى‏فرمود...
آرى اخلاق اصيل و واقعى، هر انسانى را در رفتار خانوادگيش بايد جستجو كرد، نه اخلاق بيرون مرزى و خارج از خانواده، كه معمولاً در چنين مواقع، حقيقت‏يابى و حقيقت‏شناسى مشكل است، و اى بسا سر از تزوير حقه‏بازى درمى‏آورد.
زهرا تجسم ايثار به خانواده و توده‏هاى جامعه بود و در اين ميان از ايثارگرى او به پدرش نبايد غفلت كرد. وى روزى از پدر بزرگوارش در منزل خود پذيرايى نمود و با پاره نانى آن حضرت را سير كرد، در حالى كه پيامبر خدا (ص) سه روز بود كه طعامى ميل نكرده بود و فاطمه(ع)دلش به حال پدر مى‏سوخت و از شدت عاطفه گريه مى‏كرد. [2]  
از حضرت على(ع) نقل شده است:
ما مشغول كندن خندق بوديم- كه بدين وسيله از تهاجم دشمن جلوگيرى نماييم- ناگاه فاطمه(ع)به حضور پدر رسيد و پس از عرض ادب، پاره نانى را به آن حضرت تقديم داشته و گفت: پدر! اين نانها را براى حسنين پخته بودم، اينك اينها را براى تو آوردم. پيامبر خدا آن نان را گرفت و گفت: فاطمه جان! اين نخستين طعامى است، كه در طول سه روز، پدرت ميل مى‏كند. [3]
در روزگار ديگر رسول خدا به شدت گرسنه بود و نمى‏توانست تحمل كند، بدين منظور سر به بيوتات همسرانش زد، ولى چاره‏اى نشد، سپس به خانه فاطمه آمد، با كمال تأسف آنجا نيز طعامى نبود، پيامبر الهى با تمام گرسنگى از خانه دختر برگشت، در اين ميان دو عدد نان و مقدارى گوشت از يكى از همسايه‏ها به دست زهرا رسيد، آن بانوى ايثارگر آنها را در ظرفى گذاشت و يكى از فرزندانش را به دنبال پدر فرستاد و چنين گفت: سوگند به خدا، رسول خدا را بر خود و فرزندانم مقدم مى‏دارم.
رسول خدا دوباره وارد خانه دختر شد وازرسيدن تحفه و طعام آگاه گشت،دراين بين فاطمه(ع) غذا را به حضور پدرش آورد، ولى دست غيبى را كه از لطف خدا سرچشمه گرفته بود، بالاى سرش ديد، زيرا ظرف غذا پر از طعام بود، همگى كنار هم نشسته، خوردند و سير شدند و سپس زنان و همسران رسول خدا و همسايه‏هاى فاطمه (ع)نيز از آن بهره‏مند گشتند. [4]     
از مجموع اين قضايا نتيجه مى‏گيريم كه فاطمه(ع)به پدر و ساير اعضاى خانواده‏اش نيز فوق‏العاده ايثارگرى كرده و پيوسته براى سلامتى آنان تلاش نموده است.
حتى در تاريخ و كتب تفسير و حديث شيعه و سنى آمده است كه امام حسن و امام حسين(ع)مريض شدند، فاطمه همراه با شوهرش نذر كردند كه آن دو بزرگوار خوب شوند، آنان سه روز روزه بگيرند...
پس از شفاى فرزندان فاطمه، آن حضرت شخصاً براى شمعون يهودى كار كرد و از اجرت آن مقدارى جو گرفت و سه روز روزه گرفت. هنگام افطار غذايش را- همچون ساير اعضاى خانواده‏اش- به تربيت به مسكين، يتيم و اسير كافر داد، و سوره‏ى دهر در حق آنان نازل شد. [5]  
و بدين طريق به جهان و جهانيان ثابت كرد كه وى تا چه حدى به بچه‏هايش ايثارگر است؟ و در حق ساير مردم نيز تا آنجا ايثار كرد كه سه روز گرسنگى را تحمل كرد، ولى اسير كافر را سير نمود.

 

هجرت حضرت زهرا و همراهى پدر در سخت‏ترين شرائط

هر روز فشار و آزار مشركان بر پيامبر (ص) و مسلمانان شدت مى‏يافت. از سوى ديگر عده‏اى از مردم شهر مدينه مسلمان شدند و در انتظار پيامبر (ص) بودند. مشركان نيز تصميم گرفتند در شبى معين دسته‏جمعى به خانه رسول خدا (ص) يورش برند و آن حضرت را به شهادت برسانند. على(ع)آن شب را در بستر پيامبر (ص) خوابيد و رسول خدا (ص) به غارى در كوه ثور رفت و پس از سه روز از آنجا به مدينه هجرت نمود. [6]      
على (ع) به دستور پيامبر (ص) امانتهاى مردم را به صاحبانش رد كرد و پس از سه روز فاطمه زهرا (ع) را به اتفاق مادر خود فاطمه دختر اسد و فاطمه دختر زبير، نيمه شب سوار شترها كرد[7] و راه مدينه را در پيش گرفت. اين هجرت خطراتى در پيش داشت زيرا دشمنان در پى آنان تاختند و در بين راه در منزل «ضجنان» به مهاجران رسيدند. على (ع) بانوان را در پناهگاهى پياده نمود آنگاه با شمشير آخته بر دشمن حمله كرد و آنان گريختند.
«در اين هجرت زهرا (ع) به اتفاق دو بانوى مهاجر و سرپرستى على (ع) مسير طولانى مكه به مدينه را در زير آفتاب سوزان طى نمود و در روز پنجشنبه 15 ربيع‏الاول مطابق با هفتم مهر ماه به قُبا در نزديك مدينه رسيد و به خانه «سعد بن خيثمه»[8] وارد شد خانه سعد مجاور ركن غربى و در جلو مسجد قُبا قرار داشت.

 

همدردى با پدر

گاه دشمنان سنگدل، خاك، يا خاكستر بر سر پيامبر (ص)مى‏پاشيدند، هنگامى كه پيامبر (ص) خانه مى‏آمد، فاطمه(ع) خاك و خاكستر را از سر و صورت پدر پاك مى‏كرد. در حالى كه اشك در چشمانش حلقه زده بود پيامبر (ص) مى‏فرمود:
دخترم غمگين مباش و اشك مريز كه خداوند حافظ و نگهبان پدر توست.   
در يكى از روزها، ابوجهل مشتى از اراذل مكه را تحريك كرد كه به هنگامى كه پيامبر (ص) در مسجدالحرام به سجده رفته بود، شكمبه‏ى گوسفندى را بياورند و بر سر حضرت بيفكنند، هنگامى كه اين كار انجام شد، ابوجهل و اطرافيان صدا به خنده بلند كردند و پيامبر (ص) را به باد مسخره گرفتند.
بعضى از ياران، منظره را ديدند اما دشمن بيرحم چنان آماده بود كه توانائى بر دفاع نداشتند، ولى هنگاميكه اين خبر به گوش دختر كوچكش فاطمه(ع) رسيد به سرعت به مسجدالحرام آمد و آن را برداشت و با شجاعت مخصوص خودش، ابوجهل و يارانش را نفرين كرد.  

 

شرم و حيا در كنار همسر

حيا دو گونه است: يكى پسنديده و ديگرى ناپسند. حياى ناپسند آن حالتى است كه انسان را از رشد و كماليابى و رسيدن به حقوق بازمى‏دارد و يا باعث تضييع حقوق ديگرى مى‏گردد. چنين صفتى در روايات اسلامى به شدت تقبيح گرديده است...   
و همچنين در آداب همسردارى آمده است كه حيا دو گونه‏ى متصور است: يكى مطلوب و ديگرى مذموم و نامطلوب. حياى مذموم آن حالتى است كه يكى از زوجين را در استيفاى حقوق طرف مقابل بازدارد و قيد و بندى شود در مسائل زوجيت و ساير امور مربوطه... و لذا حضرت امام باقر(ع) مى‏فرمايند:
زن خوب، زنى است كه در خلوت با شوهرش حيا را نيز از تنش خارج كند، و سپس در شرايط عادى، حيا را نيز مانند لباس به اندامش بپوشاند. [9]  
حضرت فاطمه(ع) در طول مدت شوهردارى خود با اميرالمؤمنين، در هيچ فرصتى حريم آن حضرت را ناديده نگرفت و در مورد شخصيت آن بزرگوار كوتاهى نكرد. تا جايى كه اميرالمؤمنين در اين باره مى‏فرمايند:
فواللَّه ما اغضبتها... و لا اغضبتنى و لاعصت لى امراً و لقد كنت انظر اليها فتنكشف عنى الهموم والاحزان. [10]   
سوگند به خدا زندگى با صفاى من و فاطمه (ع)طورى بود كه نه من او را به خشم آوردم و نه او مرا به خشم آورد و نافرمانى كرد، حتى غصه‏هاى ديگرم با حضور او و تماشاى جمالش برطرف مى‏گرديد.
اين حديث شريف كه از دل آتشين على (ع)در فراق فاطمه(ع) برخاسته است، نشان مى‏دهد كه دختر رسول خدا (ص) تا چه ميزانى در اطاعت شوهر بود و كوچكترين اسائه ادب از او ديده نشد.
در اظهار ديگرى از اميرالمؤمنين مى‏خوانيم كه آن حضرت زن و بچه‏هايش را در وضع بسيار اسفناك (گرسنگى) ديد، به فاطمه (ع) گفت: چرا از وضع خود و درد گرسنگى بچه‏هايم مرا آگاه نساخته‏اى؟ فاطمه (ع)در جواب فرمودند:
يا ابالحسن! انى لاستحيى من الهى ان اكلفك ما لاتقدر عليه! [11] 
يا اباالحسن! من از خدايم شرم و حيا مى‏كنم تو را به كارى بگمارم كه قدرت تهيه آن را ندارى.
اگر چه تأمين رفاه زندگى زن و بچه براى شوهر در حدّ معمول واجب است، ولى روح ايثارگرى خاندان رسالت و ولايت در تمام ابعاد زندگى، باعث شده بود كه خانواده‏ى اميرالمؤمنين پيوسته در فقر و پريشانى بسر برند و لذا فاطمه از وضع مالى شوهرش آگاه بود، و مى‏دانست كه وى قدرت تهيّه مايحتاج خانه را ندارد. از اين جهت شرم و حياى فاطمه (ع) كه از ايمان و اعتقاد او به خدا سرچشمه مى‏گرفت مى‏گويد: «من از خدايم شرم مى‏كنم...»
اين درسى است به تمام بانوان محترم كه گرفتار زرق و برق و تشريفات كمرشكن روزگار فاجعه‏آميز ما نگردند و درآمد و امكانات شوهرانشان را مراعات كنند...

وفادارى و حمايت هميشگى از همسر

فاطمه‏ى زهرا(ع) در خانه‏ى يكى از افراد عادى اجتماع زندگى نمى‏كرد بلكه در خانه‏ى دومين شخص اسلام يعنى سپهسالار شجاع و نيرومند اسلام و وزير مشاور مخصوص نبى گرامى زندگى مى‏كرد. موقعيت حساس اسلام و شوهرش را بخوبى درك مى‏كرد ومى‏دانست كه اگر شمشير على(ع)نباشد، اسلام چندان پيشرفتى ندارد.
فاطمه (ع) در يكى از مواقع بسيار حساس و بحرانى اسلامى در خانه‏ى على زندگى مى‏كرد. سپاه اسلام هميشه در حال آماده باش بود. در هر سال چندين جنگ واقع مى‏شد و على بن ابى‏طالب عليه‏السلام در تمام يا اكثر آن جنگها شركت داشت.
زهراى عزيز از مسئوليت سنگين و حساس خودش خبر داشت و از حدود تأثير و نفوذ زن در روحيه‏ى شوهر كاملاً مطلع بود. مى‏دانست كه زن داراى چنان نفوذ و قدرتى است كه به هر طرف خواست شوهرش را مى‏برد. مى‏دانست كه ترقى و عقب‏ماندگى و سعادت و بدبختى مرد تا حد زيادى، به روحيات و چگونگى رفتار زن بستگى دارد.خبر داشت كه خانه بمنزله‏ى سنگر و آسايشگاه مرد است و وقتى از ميدان مبارزات زندگى و برخورد با حوادث و مشكلات دنياى خارج خسته شد به آنجا پناه مى‏برد تا تجديد نيرو كند و خودش را براى كار و انجام وظيفه آماده نمايد و رياست اين آسايشگاه مهم به عهده‏ى زن واگذار شده است.

تواضع و فروتنى حضرت زهرا در مقابل همسر

تواضع حضرت زهرا (ع) در خانه‏ى على(ع) و احترام او به على در حدى بود كه وقتى ماجراى فشار بين در و ديوار و بسترى شدن حضرت زهرا در رابطه با مخالفت او با خلفا رخ داد، عمر و ابوبكر چندين بار از حضرت على (ع) تقاضا كردند تا واسطه شود، كه آنها به حضور حضرت زهرا(ع) بيايند و احوالپرسى كنند و رضايت او را به دست آورند، سرانجام على(ع) ضامن شد كه آنها را نزد فاطمه(ع) ببرد.
حضرت على نزد فاطمه آمد و تقاضاى آنها را مطرح كرد، ولى فاطمه(ع) به شدت اين تقاضا را رد كرد، حضرت على(ع) فرمود: من از طرف آنها ضامن شده‏ام كه از تو اجازه بگيرم.
در اين هنگام حضرت زهرا(ع) در برابر على(ع) در چنان شرايطى آنچنان تواضع كرد كه گفت: «اگر از ظرف آنها چيزى را ضامن شده‏اى، خانه خانه‏ى توست و من در هيچ چيز با رأى تو مخالفت نمى‏كنم».

سازش با مشكلات و سختى‏ها در طول زندگى

رسول خدا فرموده‏اند از بركات اخلاقى و فكرى زن خوب اين است كه هزينه و مخارجش كم باشد. و در اداره‏ى خانه و صرفه‏جويى در مصرف، ياور و همكار شوهر به حساب مى‏آيد. [12]  

تمام اين ويژگيها در وجود مبارك حضرت زهرا (ع)جمع بود و آن حضرت با مديريت لازم و با صبر و بردبارى، همه‏ى تلخيها را به كام على شيرين مى‏كرد و در برابر مشكلات مالى عقب‏نشينى نمى‏نمود.
حضرت على(ع) مى‏فرمايند:
تزوجت فاطمة(ع) و ما كان لى فراش، و صدقتى اليوم لو قسمت على بنى‏هاشم لو سعتهم. [13]  
من در حالى با حضرت زهرا ازدواج كردم، كه زيراندازى در خانه نداشتم، در حالى كه در همان تاريخ احسان و بخشش من به نيازمندان بقدرى زياد بود كه اگر به بنى‏هاشم تقسيم مى‏شد همه‏ى آنان را غنى و بى‏نياز مى‏كرد.
اين حديث نشان مى‏دهد كه فاطمه(ع) دختر پيامبر (ص)با چه مشكلاتى در خانه على(ع) دست و پنجه نرم كرده و خم به ابرو نياورده است.

امام صادق (ع) از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل شده كه: روزى رسول خدا(ص) به خانه دخترش فاطمه (ع) وارد شد، ولى زهرا را در حالتى ديد كه در نتيجه چشمان مباركش پر از اشك گرديد، زيرا لباس آن حضرت بسيار نامناسب بود. زهرا با آن وضع از يك طرف مشغول آرد كردن جو و تهيه‏ى نان و از طرف ديگر به بچه‏اش شير مى‏داد، پيامبر الهى فرمودند:
اى دختر عزيزم! اينگونه تلخيها را در دنيا براى رسيدن به پاداش و شيرينيهاى اخروى پذيرا باش و صبر و بردبارى را از دست نده. آن بانوى گرامى اسلام گفتند:
يا رسول‏اللَّه الحمداللَّه على نعمائه، والشكر على آلائه، فانزل اللَّه و لسوف يعطيك ربك فترضى. [14]
اى رسول خدا! سپاس خدايى را كه نعمتهايش را ارزانى داشته و باز شكر در برابر عطاياى بى‏پايان الهى. در اين حال اين آيه نازل شد كه اى پيامبر! ما آن قدر پاداش خواهيم داد كه راضى شوى. [15]
اين حديث و قضيه تاريخى نشان مى‏دهد كه فاطمه(ع) دختر رسول خدا در برابر مشكلات و نارساييهاى مالى هيچ‏گونه تغيرى نداشت و سپاس الهى را بجا مى‏آورد.
حضرت زهرا در كنار ساير تحملات خود در برابر سختيها، روزهاى زيادى را به گرسنگى گذرانيد، ولى دردش را به كسى نگفت و حتى به رخ على(ع) نياورد و تا دم مرگ و شهادت چيزى از شوهر درخواست نكرد.
دختر پيامبر (ص) در خانه مولى على(ع) با سختيها انس گرفت و درد گرسنگى چشيد و بچه‏هايش را نيز با اين روش عادت داد، تا رنگ رخسارشان از ناتوانى و گرسنگى زرد شد....
حضرت امام باقر(ع) از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل مى‏كنند كه روزى پيامبر خدا (ص) وارد خانه‏ى دخترش شد و پس از سلام و احوال‏پرسى فرمود:
مالى ارى وجهك اصفر؟ قالت: يا رسول‏اللَّه! الجوع...
چرا رنگ رخسارت اين قدر پريده است؟فاطمه(ع)  گفت: اى پيامبر خدا! از گرسنگى به اين حالت افتاده‏ام...
اين حديث نشان مى‏دهد كه وضع فاطمه‏ى زهرا(ع) از گرسنگى به جايى رسيده بود، كه رنگ رخسارش تغيير يافته بود، و پدر بزرگوارش با ديدن او نگران گرديده و ازعوامل پريشانى درونى وتغير چهره سؤال نموده است.
و از سوى ديگر مى‏دانيم كه آن بانوى عزيز اسلام تا به يك حالت اضطرارى نمى‏رسيد، گرسنگى خود را حتى به پدرش رسول گرامى اسلام نيز نمى‏گفت.
در يك داستان ديگر آمده است: پيامبر الهى روزى به خانه على بن ابيطالب (ع) آمد، تا با فرزندانش ديدار كند، در اين هنگام با امام حسن و امام حسين(ع آمد، تا با فرزندانش ديدار كند، در اين هنگام با امام حسن و امام حسين ملاقات نمود، آنان زبان به شكوه باز كردند و گفتند: اى بابا! اى رسول خدا! به مادرمان بسپار كه به ما غذا دهد و ما را گرسنه نگه ندارد. رسول خدا كه خود در اين حال از درد گرسنگى سنگ به شكمش بسته بود، به فاطمه (ع) گفت:
«اطعمى ابنى» قالت: «ما فى بيتى شى‏ء الا بركة رسول‏اللَّه....»
به بچه‏هاى من طعام ده. زهرا گفت: بابا! در خانه‏ام چيزى جز بركت تو نيست....
چون پيامبر خدا (ص)سخن زهرا(ع) را شنيد، با آب دهانش بچه‏ها را به بازى گرفت و مشغول كرد و از اين طريق آنان را به خواب شبانه وادار ساخت.... [16]
از اين حديث نيز استفاده مى‏كنيم كه فاطمه‏ى زهرا(ع) در طول خانه‏داريش چه روزگار سختى را گذرانيده و گرسنگى را براى خود و فرزندانش پذيرا گشته است.

 

[1] ـ سوره احزاب ، آیه35

[2] ـ بحارالانوار، ج 43، ص 40.

[3] ـ جلاالعيون شبر، ج 1، ص 136- بحار 43، ص 27

[4] ـ عوالم، ج 11، ص 164.

[5] ـ بحار، ج 35، ص 237.

[6] ـ سيره ابن‏هشام ج 2 ص 130/ 131- تاريخ طبرى ج 2 ص 104.

[7] ـ تاريخ يعقوبى ج 2 ص 41.

[8] ـ سعد بن خيثمه از نيكان صحابه پيامبر (ص) بود و در نبرد بدر به شهادت رسيد.

[9] ـ وسائل‏الشیعه، ج 14، ص 16، ح 10: خیرالنساء الّتى اذا خلت مع زوجها فخلعت الدرع خلعت معه الحیاء و اذا لبست الدّرع لبست معه الحیاء.

[10] ـ جلاءالعیون، ج 1، ص 170- بحارالانوار، ج 43، ص 134.

[11] ـ بحارالانوار، ج 43، ص 59، ح 51- جلاءالعیون، ج 11، ص 137.

[12] ـ بحارالانوار، ج 103، ص 231: من بركه المرأه خفّه مؤنتها.

[13] ـ بحارالانوار، ج 41، ص 43- كامل ابن‏اثير، ج 3، ص 399

[14] ـ سوره ضحی، آیه5.

[15] ـ بحار ج 43 ص 85 و 86.

[16] ـ سفینه البحار، ج 1، ص 193.

پایان پیام/78

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

آیت الله حسینی بوشهری:

پیاده روی اربعین حسینی مظهر اقتدار شیعیان است

خبرگزاری شبستان: امام جمعه قم از پیاده روی اربعین حسینی به عنوان مظهر اقتدار شیعیان یاد کرد.

اخبار برگزیده شبستان