خبرگزاری شبستان

سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷

الثلاثاء ٢ ذو الحجّة ١٤٣٩

Tuesday, August 14, 2018

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : معرفی کتاب - زمان :   ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ - ۱۷:۰۶ شناسه خبر : ۶۸۹۸۴۴

«نمکی و مار عینکی» را بخوانید
خبرگزاری شبستان:حسن‌زاده داستان «نمکی و مار عینکی» را بر اساس یک افسانه خودساخته خلق کرده است. این رمان داستان پسرکی به نام نمکی است که در کشور خیالی آفتاب و مهتاب، همراه با پهلوان تیمور نمایش مارگیری می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از پایگاه خبری سوره مهر، دزدها یاقوت‌های پادشاه را می‌دزدند و پهلوان تیمور هم مثل خیلی از مردم شهر، برای گرفتن دزدها و گرفتن پاداش از شهر خارج می‏شود. نمکی به ده خود برمی‌گردد. در راه پیرمردی زخمی را که دزدان او را زده‌اند، را پیدا می‌کند و پس از کمک به پیرمرد، وسایلی مثل چکش و اره از او می‌گیرد و همراه مار عینکی خود به راه می‌‏افتد و به کاروان‏سرایی می‌‏رسد.

 

در کاروان‌سرا یکی از دزدها را از روی نشان‌هایی که پیرمرد داده است، می‌شناسد و با کمک صاحب کاروان سرا او را دستگیر می‌کند و نشانی بقیه دزدان را می‌گیرد. ادبیاتی مبتنی بر تخیل و خیال‌ورزی سیّال و کاربرد قصه در قصه، ساختاری است که نویسنده در این اثر استفاده کرده و به نحو زیبایی در داستان نشسته است. فرهاد حسن‌زاده در نگارش این قصه گاه از طنز ملیحی نیز استفاده کرده و کتاب درست مانند دیگر آثار او، دارای نگاه اجتماعی و انتقادی به مسایل روز است و همین‌ها داستان را برای نوجوانان آموزنده‌تر کرده است.

 

در قسمتی از کتاب اینگونه آمده است: «از کتاب:مار عینکی بالا و بالاتر می‌آمد و لحظه به لحظه درشت‌تر و درازتر می‌شد و مردم با تعجب به هم می‌گفتند ماری به این بزرگی چه‌طور در صندوقی به آن کوچکی جاگرفته؟ پولک‌های بدن عینکی زیر نور آفتاب می‌درخشید و برق می‌زد و هر لحظه رنگی از هفت رنگ رنگین‌کمان به خود می‌گرفت. آهنگ تنبک عوض شد، و با ضرب جدید، نمکی با دست‌هایش عینکی را به سوی خودش دعوت کرد. مار پیچ و تابی خورد و به سویش رفت.»

پایان پیام/37

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

«زهرا فصلی از کتاب رسالت»و ماجرای خواستگاری حضرت علی(ع) از حضرت فاطمه(س)

زهرا فصلی از کتاب رسالت به قلم «امام موسی صدر» است که همزمان با سالروز ازدواج حضرت فاطمه (س) با امام علی (ع) مطالعه این اثر توصیه می شود.

اخبار برگزیده شبستان