خبرگزاری شبستان

دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷

الاثنين ١١ شوّال ١٤٣٩

Monday, June 25, 2018

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : مهدویت و غدیر - آخر الزمان زمان :   ۱۳۹۶/۲/۵ - ۱۲:۰۰ شناسه خبر : ۶۲۴۱۲۰
رابطه دولت کریمه مهدوی با حکومت نبوی//۲
برخلاف دوران پیامبر(ص)، مخالفان دولت مهدوی با قرآن با بقیه الله(عج) احتجاج می کنند
خبرگزاری شبستان: استدلال و احتجاج مردم عصر ظهور، سخت تر از استدلال و احتجاج زمان جاهلیت و مردم جاهلی در مقابل پیامبرصل الله علیه وآله است. چرا که با قرآن با امام احتجاج می کنند.

حجت الاسلام قاسم خانجانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در بخش دوم گفت و گو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان در رابطه با این روایت که: کار حضرت حجت در زمان ظهور برای هدایت مردم سخت تر و دشوارتر از کار پیامبر صلی الله علیه وآله برای هدایت مردم جاهلی جزیرة العرب خواهد بود تصریح کرد: در بخش اول گفتیم که یکی از مسایلی که در زمان ظهور خود را نشان می دهد بحث «تأویل» یا «تفسیر مطابق میل و سلیقه افراد» است که یکی از مشکلات حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه در عصر ظهور همین مسئله است. یعنی با قرآن و آیات الهی برخلاف هدف، ایده و تعالیم امام زمان علیه السلام احتجاج می شود.

وی افزود: همچنین ذکر شد که این مسئله منحصر به آن زمان (عصر ظهور) نیست و سابقه ای دیرینه دارد. شاید بتوان گفت طرح این مباحث (تأویل قرآن و تفسیر به رأی) نخستین بار در زمان حضرت امیرالمومنین علیه السلام اتفاق افتاد که رسول خدا صل الله علیه وآله آن را به نوعی پیش بینی کرده و فرمودند:«من با این قوم (آنها که مقابل من ایستادند) برای نزول و تنزیل قرآن جنگیدم و تو مجبور می شوی برای تأویل قرآن (مخالفت با تفسیر به رأی) با آنان بجنگی ؛ تقاتلهم علی التاویل کما قاتلتهم علی التنزیل».

 

تفسیر به رأی کنندگان عوام نیستند بلکه اهل علم اند

کارشناس تاریخ اسلام و سیره خاطرنشان کرد: بزنگاهِ کانونی ِخطر در این جریان آنجاست که تمام این «تأویل ها»، «تفسیر به رأی ها»، «تفسیر مطابق میل ها» به حساب دین و فهمِ درست از دین و آیات قرآن گذاشته می شود.  یعنی همگان خود را «درستکار» و «صاحب رأی درست» می دانند و هیچکس فهم و تفسیر و برداشت خود را نادرست نمی داند. از سوی دیگر این مسئله مختص عوام هم نیست. به عبارت دیگر «تفسیر به رأی» و «مطابق میل خود، آیات قرآن را تفسیر کردن» مختص عوام نیست.  بسیاری از کسانی که تأویل می کردند یا امروز تأویل می کنند و یا در زمان حضرت حجت علیه السلام در همین قالب، در مقابل ایشان قدعلم می کنند، اهل علم هستند. اینکه علم آنها ناقص است و کاستی دارد بحث دیگری است اما به هر حال عوام نیستند یعنی اینگونه نیست که از روی «جهل» و «بی اطلاعی از مفاهیم دینی» چنین برداشت هایی داشته باشند.

حجت الاسلام خانجانی در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد: قسمت دردناک روایت اینجاست که امام می فرمایند: این مردم به گونه ای در مقابل حضرت حجت علیه السلام قرار می گیرند و استدلال می کنند که این استدلال و احتجاج آنها، بسیار سخت تر از استدلال و احتجاج زمان جاهلیت و مردم جاهلی در مقابل پیامبرصل الله علیه وآله است. یعنی اگرچه در آن زمان مردم منطق نداشتند و سنگ و چوب و ... می پرستیدند، بعضا نیز استدلال های غیرمنطقی داشتند، و پیامبر موفق شدند که آنها را از شکل جاهلی خارج کرده و به توحید برسانند، اما کسانی که مقابل حضرت حجت علیه السلام قرار می گیرند، حرف خود را با «تأویل» و«تفسیر به رأی»، سخنی درست می دانند و چنین القا می کنند که حرف درست، همین است. این کار از احتجاج مردم در زمان پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله سخت تر و دشوارتر است.

 

در عصر ظهور با کتاب خدا علیه امام احتجاج می کنند

عضوهیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: سختی این اتفاق در این است که شما هر موضوعی را که بخواهید طرح کنید آنها با آیات قرآن پاسخ خواهند داد و خواهند گفت: این حرف، حرف قرآن است. اگر بپرسید که «کجای قرآن چنین چیزی گفته شده؟» آیه ای از آیات قرآن را می خوانند و می گویند: «من از این آیه چنین فهمی دارم!!»  درباره روایات نیز می گویند: «من از این روایت چنین فهمی دارم» اگر شما به هر شکل به دنبال اثبات این مسئله باشید که این قرائت شما، این فهم شما و این تفسیر شما صحیح نیست؛ پاسخ می شنوید که «قرائت شما صحیح نیست». به عبارت دیگر نه این که ملاک و معیاری وجود نداشته باشد که بتوان به وسیله آن اثبات کرد که این «قرائت‌ها» و«فهم های خاص» نادرست است بلکه آنها این ملاک و معیار را نمی پذیرند. چون خود را «اهل فهم» و «برداشت درست» می دانند.

 

وی تاکید کرد: این مشکل در زمان امام مهدی علیه السلام از ناحیه همین افراد (کسانی که اهل حق، اهل خداپرستی،اهل قرآن و مسجد و ... هستند) ایجاد می شود. روایت می گوید این افراد با کتاب خدا علیه امام احتجاج می کنند، تأویل می کنند؛ کسی که با کتاب خدا احتجاج و تأویل می کند مسلما بی دین نیست بلکه دیندار است. اگر بی دین باشند که تکلیف مشخص است اما چون ادعای دینداری دارند، ادعای مسجد رفتن دارند، ادعای تبعیت از قرآن دارند می گویند قرآن چنین گفته و ما از قرآن چنین می فهمیم و اگر فهم ما از قرآن با فهم شما متفاوت است (به اصطلاح امروزی ها) این مشکل شماست نه مشکل ما. کار امام زمان علیه السلام از این جهت است که از کار  پیامبر گرامی اسلام دشوارتر است.

 

درهر زمانی، برای تفسیر و تأویل قرآن باید به اهل آن مراجعه کرد حتی در عصر ظهور

خانجانی گفت: سختی و دشواری اینجاست که پیامبر(ص) با این گونه احتجاج و تأویل ها روبرو نبودند مشرکان با قرآن علیه پیامبر احتجاج نمی کردند بلکه می گفتند ما بت ها را می پرستیم برای اینکه ما را به خدا نزدیک کنند؛ آنها نمی گفتند قرآنی که تو به عنوان وحی منزل می خوانی چنین چیزی را بیان می کند؛ کار حضرت حجت علیه السلام دشوار می شود چون با همین آیات قرآن با ایشان احتجاج خواهد شد. همین آیات قرآن است که مورد تأویل قرار می گیرد. اگر این افراد بگویند که ما با قرآن کاری نداریم که تکلیف روشن است؛ یا اگر بگویند ما نمی خواهیم از شما به عنوان امام تبعیت کنیم باز تکلیف مشخص است اما آنها می گویند ما نیز مانند شما تابع قرآن هستیم اما آیات قرآن این چیزی را می گوید که ما می گوییم! درست برخلاف نظر شما.

 

 وی برای در امان ماندن از این مهلکه به دو موضوع اشاره کرد و افزود: توجه داشته باشیم که برای فهم قرآن، چه در این زمان و چه در هر زمان دیگری یعنی از زمان نزول قرآن که شخص پیامبرصلی الله علیه وآله به عنوان مفسر و مبین قرآن حضور داشتند، چه در دوره ائمه و چه الان که عصر غیبت است و چه در زمان حضور امام، برای تفسیر و تأویل قرآن باید به اهل آن مراجعه کرد. کسانی که قرآن از آنها با تعبیر «راسخون فی العلم» یاد می کند. یعنی کسانی که قرآن با تمام وجودشان عجین شده و متصل به وحی هستند؛ کسانی که می توانند قرآن را بفهمند؛ از طریق قرآن نوعی اتصال به وحی داشته باشند همانگونه که پیامبر و ائمه صلوات الله علیهم این ویژگی را داشتند. یا از طریق روایات و معارف اهل بیت (ع) به اهل بیت اتصال داشته باشند. اگر کسی به قرآن و اهل بیت اتصال نداشته باشد و ادعا کند که قرآن را فرا گرفته صلاحیت ندارد.

 

کارشناس دینی خاطرنشان کرد:  امروز که عصر غیبت است طبعا ما به مبدأ درست الهی ِ اتصال به وحی، مراجعه می کنیم و به همین دلیل به خطا و اشتباه نمی افتیم. در زمان ظهور نیز کسی در مقابل امام خویش قرار نمی گیرد چرا که می داند عالم ترین و داناترین افراد نسبت به تأویل و تفسیر قرآن، شخص حضرت حجت است. پس اینکه کس دیگری در هر سطحی از علم و دانش، در مقابل ایشان قرار بگیرد و تأویل و تفسیری مطابق میل و فهم خود داشته باشد، یا بحث تکثرگرایی و برداشت های متفاوت را بر اساس فهم اندک افراد، حق جلوه بدهد، مسلما معنایی نخواهد داشت. اما اگر به این نکته توجه نشود هم در زمان کنونی و هم در دوره ظهور افراد در این عرصه خطرناک سقوط خواهند کرد. و متاسفانه بنا بر فرمایش امام صادق علیه السلام این اتفاق حتما محقق خواهد شد چون اگر بنا بود محقق نشود حضرت نمی فرمودند که در آن زمان کسانی با قرآن علیه امام زمان خویش احتجاج می کنند.

 

 

پایان پیام/99

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

نشانه مکتبی بودن منتظران/ارتباط انتظار با تکلیف گرایی

خبرگزاری شبستان: فرهنگ عمل به تکلیف، وقتی در جامعه و میان افراد حاکم باشد، همواره احساس پیروزی می کنند. به تعبیر قرآن کریم به «إحدَی المُحسنَینِ»-یکی از دو خوبی- دست می یابند و در مبارزات، چه کشته شوند و چه پیروز گردند، هر دو را خوب می دانند

اخبار برگزیده شبستان