خبرگزاری شبستان

شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶

السبت ٢٨ صفر ١٤٣٩

Saturday, November 18, 2017

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : اندیشه - سبک زندگی زمان :   ۱۳۹۵/۹/۲۰ - ۰۹:۱۴ شناسه خبر : ۵۹۱۶۹۲
مدیر گروه اخلاق و تربیت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت وگو با شبستان:
گریه شیعه نشاط آفرینی می کند/آمارهای جهانی درباره شادی از اصل اشتباه است
خبرگزاری شبستان: هر گریه ای ناشی از غم نیست. قطعا گریه بر سیدالشهداء(ع) و معصومین(ع) گریه غم افزا نیست بلکه برای انسان از درون نشاط ایجاد می کند. پس ما ملاک های خاص خودمان را داریم. ملاک خوشبختی در دین صرفا به در اختیار داشتن امکانات مادی نیست.

به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان، شادی و سرور در دین مبین اسلام برخلاف تصوری که بر اساس هجمه های دشمنان ایجاد شده است، جایگاه ویژه ای دارد. در لسان پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) روایات و احادیث فراوانی در مورد شادی بیان شده است.

 

واقعیت آن است که اگر سال ها پیش روانشناسان و اندیشمندان حوزه اخلاق درصدد برآمدند تا تعریفی از شادی ارایه کنند قرن ها پیش از آن، اسلام در مورد شادی حرف برای گفتن داشت. لذا به مناسبت فرا رسیدن ماه ربیع الاول و اعیاد این ماه عظیم الشان بر آن شدیم تا در باب اهمیت و جایگاه این مولفه مهم در زندگی از منظر اسلام را مورد بررسی قرار دهیم؛ برای این منظور با دکتر محمد مهدی عباسی آغوی، استاد سطوح عالی حوزه و نویسنده و مدیر گروه اخلاق، تربیت و روانشناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفت وگو نشسته ایم که حاصل آن را می خوانید:

 

برای آغاز بحث درباره پیشینه شادی در زندگی بشر توضیح دهید و اینکه آیااز نظر علمی این بحث در حیات انسان تاثیر دارد؟

 

شادی و شادکامی دارای مفاهیم مختلفی است که از دیرباز مورد توجه همه انسان ها به خصوص متفکران قرار گرفته است و مطالعات متعددی از زمان یونان باستان تاکنون در مورد آن انجام شده است. ارسطو معقد است انسان سه نوع شادمانی دارد: یک نوع شادی که در پایین ترین سطح قرار دارد که همان لذت است، سطح دوم موفقیت و کامیابی است و شادی سطح سوم که شادی ناشی از معنویت است و شادمانی حقیقی نیز به معنای کسب فضایل اخلاقی در این سطح تعریف می شود.

 

در میان روانشناسان غربی  نیز از سال 1950 به این سو تحقیقاتی در مورد شادی آغاز و بتدریج شدت گرفت به طوری که طبق آمار بیش از سه هزار مطالعه با موضوع شادی انجام شد.

 

دیدگاه اسلام و مذهب تشیع درباره شادی چیست؟ برخی گمان می‌کنند اسلام دین غم و عزاداری است به ویژه شیعه را به دلیل عزاداری بر مصائب سیدالشهداء(ع) به این مسئله متهم می کنند، پاسخ به این اتهام چیست؟

 

این دیدگاه غلط است چراکه اسلام در مورد شادی نکات بسیاری را ارایه کرده است. البته ممکن است در این مسیر برخی راه افراط را طی کنند و گمان کنند که نظر اسلام این است که انسان فقط باید شاد باشد و اصلا حزن و اندوه در زندگی جایگاهی ندارد و به غفلت برسند که این دیدگاه قاعدتا درست نیست.

 

اما دیگاهی که اسلام و تشیع در باره مساله شادی ارایه کرده است نگرشی یگانه و معتدل است، برخی دین اسلام را به عنوان دینی می شناسند که به شادی توجه ندارد و فقط از حزن و اندوه صحبت می کند، در حالی که دیدگاه اسلام این است که انسان باید شادی و حزن را در زندگی خود به صورت توامان و متعادل داشته باشد ولی به تناسب حالات مختلف.

شادمانی صفت ثابت شخصیتی است که اسلام آن را تایید می کند ولی اینکه شادی ناشی از چه امری باشد برای اسلام مهم است. اینکه شادی منجر به چه اموری می‌شود نیز برای اسلام مهم است. در دین ما اهمیت دارد که شادی انسان ناشی از امور مورد پسند خداوند متعال باشد و منجر به فراموشی خدا نشود لذا غفلت ابدا به معنای شادی نیست.

 

پس ریشه شادی و میوه شادی برای خدا مهم است، ریشه‌ای که دل در ناپاکی‌ها داشته باشد و میوده آلوده هم خواهد داشت، اینکه امیرالمومنین(ع) فرمودند: «چه بسا لذتی که ناراحتی و حزن طولانی به دنبال داشته باشد!» معنایش همین است. «کم مِن شَهوَةِ ساعَةٍ اَورَثَت حُزناً طَویلاً» (کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 451)

 

از این نظر است که امام رضا(ع) فرمودند: «تلاش کنید در زندگی تان چهار ساعت را داشته باشید. یک ساعت ویژه ارتباط با خدا، یک ساعت برای کسب و کار، یک ساعت برای دیدن دوستان و بستگان و افراد مورد اطمینان و یک ساعت برای پرداختن به لذت های حلال؛ وقتی که برای لذت های حلال قرار می دهید می توانید آن سه ساعت دیگر را به درستی انجام دهید.»

 

بنابراین اسلام نسبت به شادی افراد اهمیت قایل شده است اما با در نظر گرفتن رویکردی به دور از غفلت؟

دقیقا؛ همین طور است.

 

 در برخی نظرسنجی ها ایران را به عنوان دومین کشور غمگین جهان معرفی کرده اند، مردم ما را مردمی افسرده می دانند. چه تحلیلی در این رابطه دارید؟ به هر حال ما در کشوری زندگی می کنیم که فرهنگ آن بر پایه اسلام است و اسلام نیز همان طور که در مباحث قبل عنوان کردیم نسبت به شادی اهمیت فوق العاده ای را قایل شده است. با این تفاصیل چه طور می توان این نظرسنجی را تحلیل کرد؟

 

فکر می کنم اول باید تعریف دقیقی را از شادی ارایه کنیم و سپس ببینیم آیا بر اساس آن تعریف ما مردمی شاید هستیم یا خیر. شادی در زبان انگلیسی « Joy» و شادمانی « happiness » معنا شده است. گاهی نیز از واژه بهباشی well being استفاده می شود. اکنون به معنای « Joy» کاری نداریم و بیشتر می خواهیم به معنای شادمانی که صفت پایدار است، بپردازیم.

بر اساس این پژوهش ها عنوان کرده اند که «شادمانی» عبارت است از قضاوتی که فرد از میزان مطلوبیت تمام زندگی خود دارد، آن قضاوت شادمانی فرد را تشکیل می دهد، به این معنا که او چه قدر زندگی را دوست دارد.

در این میان می توانیم با مراجعه ای به منابع دینی خودمان تعریفی از شادی ارایه کنیم. شادی عبارت است از هیجانات درونی که گرفتگی روانی انسان را از بین می برد و انبساط خاطر و پویایی را برای او به دنبال دارد. این رویکرد در واقع هیجان مثبتی است که به عنوان نشانه های ویژگی های پایدار شخصیتی شناخته می شود.

ممکن است فردی به ظاهر بخندد ولی انسان شادی نباشد یا ممکن است فردی در نهایت سختی ها و مشکلات باشد ولی آن شادمانی درونی را احساس کند. در این مورد مولانا ابیات زیبایی را بر این مبنا سروده است:

 

راه لذت از درون دان نه از برون                 ابلهی دان جستن قصر و حصون

آن یکی در کنج مسجد مست و شاد          وآن دگر در باغ ترش و بی‌مراد

 

بنابراین صرف اینکه فردی نعمت و امکانات فراوانی در اختیار داشته باشد شاد نیست. شادمانی به معنای داشتن آرامش است نه لزوما آسایش.

 

اما در مورد آمارهایی که نسبت به ایران می دهند از جمله اینکه ما دومین کشور غمگین جهان هستیم که موسسه گالوپ عراق را اولین و ایران را دومین کشور غمگین در میان 138 کشور معرفی می‌کند. من این آمارها را قبول ندارم چون اساس اندازه گیری آن بر پایه معیارهای غلط است. و بر اساس اهداف غلط. ممکن است صرفا اساس آمارگیری بر پایه امکانات در اختیار افراد باشد یا اینکه افراد یک جامعه چه قدر گریه می کنند. این موارد نمی تواند معیارهای کافی به حساب بیاید.

 

از سوی دیگر هر گریه ای ناشی از غم نیست. قطعا گریه بر سیدالشهداء(ع) و معصومین(ع) گریه غم افزا نیست بلکه برای انسان از درون نشاط ایجاد می کند. پس ما ملاک های خاص خودمان را داریم. ملاک خوشبختی در دین صرفا به در اختیار داشتن امکانات مادی نیست. همین عراق و ایرانی که اولین غمگین‌ها شاخته شده‌اند شما ببینید پرجمعیت‌ترین راهپیمایی و اجتماع جهان را در اربعین با اتحاد و بانشاط و شور برگزار می‌کنند. اشک‌هایی که می‌ریزند از سر شوق و عشق است.

 

مثلا سازمان ملل چند سال پیش ایران را از میان کشورهای شاد در رده 84 قرار داد و  معيار اصلي‌اش در تنظيم اين گزارش، GNP  يا توليد ناخالص ملي در هر كشور است. خوب روشن است که این ملاک‌ها غلط است و جامع و گویا نیست. علاوه بر اینکه قطعا اهداف سیاسی پشت سر این آمارها است. چرا باید فقط کشورهای اسلامی و جهان‌سومی در بین این لیست‌های غمگین‌ باشند و اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها فقط در صدر لیست افراد شاد؟!

 

اگر شادی آن چیزی نیست که این آمارها نشان می‌دهد، پس شادی حقیقی از نظر اسلام و روانشناسی چه ماهیت و جنسی دارد؟

 

اینکه از مجموع زندگی خود احساس رضایت داشته باشیم و با نگاهی به گذشته و آینده و البته بیشتر از هر زمانی وضعیت فعلی سبب رضایت ما شود، شادمان هستیم. حال در این میان وقتی که نگاه آینده و آخرت را به دیدگاه خود اضافه می کنیم طبیعتا قضاوت متفاوتی به زندگی خواهیم داشت.

البته این را قبول دارم که برخی مردم ما شاد نیستند. این حقیقت است ولی صرفا به دلایل اقتصادی باز نمی گردد. افرادی هستند که از کمترین امکانات مادی برخوردار نیستند ولی شاد هستند. فکر می کنم مساله فرهنگی در این بین حرف اول را می زند. اگر توقعات خود را پایین بیاوریم و به داشته های خود توجه کنیم شادمانی ایجاد می شود. بخشی از ناراحتی مردم ما به این بر می گردد که برای چیزی که از دست داده اند ناراحت هستند و برای آنچه که به دست نیاورده اند غصه می خورند، در حالی که انسان مومن واقعی از آنچه از دست داده احساس ناراحتی فراوانی نمی کند چون مساله رضایت و حکمت خدا را در نظر می گیرد «لِكَيْ لَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آَتَاكُمْ» (حدید، ۲۳)

 

مولوی هم در دیوان شمس چه زیبا می‌سراید:

گر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم                برآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم

اگر فانی شود عالم ز دریایی بود شبنم                               گر افتاده‌ست او از خود نیفتاده‌ست از دستم

 

اگر بتوانیم ناامیدی را نگاه به آینده درمان کنیم قطعا زندگی متفاوتی خواهیم داشت. خدای متعال در قرآن می فرماید: «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى ‏شوند.»

 

به عبارت دیگر، کسانی که دوست خدا هستند نه ترس از آینده دارند و نه غصه گذشته را می خورند.

 

به عنوان یک روان شناس از دیدگاه شما مسئولان چه وظایفی برای ایجاد شادمانی در جامعه بر عهده دارند؟

 

یکی از مهمترین اموری که مسئولان باید روی آن کار کنند این است که نگاه شان را نسبت به مساله شادی و شادکامی تبدیل به نگرشی دقیق تر کنند. ایجاد شادی برای مردم فقط به مفهوم ساختن پارک و مراکز ورزشی نیست. این نگاهی بسیار سطحی به مساله شادی است. فکر می کنم باید کار فرهنگی و عملی در جامعه انجام دهیم. هرچه که آگاهی و دانش مردم بالا رود، میزان شادی هم افزایش پیدا می کند. انسان های دانشمند کمتر احساس اندوه می کنند.

البته قبول دارم که برخی مولفه های شادی درون فردی نیز اهمیت بسزایی در ایجاد شادی دارند مثلا رضایت شغلی که در شادمانی اثر دارد و بین این دو تا 46 درصد همبستگی وجود دارد، یا مساله سلامت جسمانی که روی کار، سلامت جامعه اثر دارد پس یکی از وزارتخانه های مهم در ایجاد شادمانی قطعا وزارت بهداشت است که می تواند عوامل استرس زا در بیماری را به حداقل برساند. از مسایل مهم دیگر معنویت است که در احساس شادکامی موثر است. پس نهاد حوزه و روحانیت می توانند در شادی مردم اثرگذار باشند. هرچه که دینداری بالاتر رود عدم رضایت ها به حداقل می رسد.

 

از سوی دیگر هرچه که سطح تفکر افراد و میزان تحلیل آنها ارتقاء پیدا کند آدم های خلاق تری می شوند، چراکه بین شادی و خلاقیت 49 درصد همبستگی وجود دارد.

 

عوامل بیرونی در ایجاد این شادی در چه مواردی خلاصه می شود؟

برای مثال اگر بیاییم و روی روابط اجتماعی و دوست یابی ها کار کنیم و یا شبکه های اجتماعی را به گونه ای مدیریت کنیم که روند مثبتی داشته باشند و یا در مورد تفریحات مردم با توجه به گروه های سنی مختلف برنامه ریزی متناسب داشته باشیم، توانسته ایم بخش کوچکی از شادی را ایجاد کنیم. مساله تأهل نیز اهمیت بالایی دارد. انسان های متاهل آدم های شادتری هستند لذا باید شرایط برای ازدواج جوانان تسهیل شود.

در یک جمله اگر انسان رابطه‌اش را با خدا، با خود و با خلق تنظیم و متعادل کند انسان شادمانی خواهد بود. خدا که به ما نزدیک است ما هم کمی با عبودیت بیشتر به او نزدیک شویم. گناه خمودگی به بار می‌آورد و طاعت نشاط.

اگر با خودمام مهربان باشیم، به سلامتی جسم و تفریح‌های خوب و فعال مانند ورزش و نیز ورزش ذهن یعنی تفکر بپردازیم و با مردم با مدارا و اخلاق زیبا داشته باشیم قطعا شاد خواهیم بود.

 

 

پایان پیام/248

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

دکتر محمد بقایی ماکان در گفت وگو با شبستان:

پیشرفت با چشم دوختن به کتاب ممکن می شود/پشت پرده تولد قارچ گونه کتاب های زرد!

خبرگزاری شبستان: تنها چیزی که در دیگر موجودات وجود ندارد و انسان می تواند مدام آن را کشف کند و در ذهن خود افزایش دهد مطالعه کردن است. شخص هرچه قدر آگاه تر باشد انسان تر است و بنابراین می تواند زندگی خود را بیشتر بهبود ببخشد و راه به تعالی پیدا کند.

اخبار برگزیده شبستان