خبرگزاری شبستان

شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸

السبت ٢٠ رمضان ١٤٤٠

Saturday, May 25, 2019

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : گیلان - زمان :   ۱۳۹۵/۲/۷ - ۱۱:۵۹ شناسه خبر : ۵۳۸۸۲۶

۱۶۰ ستاره درخشان بر فراز آسمان آستارا
خبرگزاری شبستان: در دوران دفاع مقدس نوجوانان و جوانان غربی ترین شهرستان گیلان به ندای حسین زمان لبیک گفته و در دفاع از کیان کشور حماسه ها آفریده و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و امروز همانند ستاره ای درخشان بر فراز آسمان این شهرستان می درخشند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بندر آستارا، شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیک شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شكل است. شهادت مرگی از راه كشته شدن است كه شهید آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبیر قرآن ((فی سبیل الله))انتخاب می‌كند. یعنی شهید در راهی كشته می‌شود كه هر دو ارزش آگاهانه و فی سبیل الله را داراست و چنین مرگی است كه به تعبیر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شریفترین و بالاترین نوع مردن است (اَشرُفُ المُوًتِ قَتْلُ الشَّهادَهِ)و علی(علیه السلام) آن را گرامی ترین نوع مردن می‌داند.(اَكْرُمُالمُوًتِ اَلْقُتْلُ)

شهید در لغت به معنی  گواه است و در اصطلاح به كسی گویند كه در مجرای شهادت قرار گرفته و در راه خدا كشته می‌شود.

شهادت نوعی از مرگ نیست بلكه صفتی از حیات معقول است. زیرا حیات معمولی كه متاسفانه اكثریت انسان ها را اداره می‌كند، همواره خود و ادامه بی پایان خود را می‌خواهد، لیكن در حیات معقول فرد آن زندگی پاک از آلودگی ها كه خود را در یک مجموعه بزرگی به نام جهان هستی در مسیر تكاملی می‌بیند كه پایانش منطقه جاذبه الهی است. لذا شهید همواره زنده است و حیات و ممات او همواره صفتی است برای حیات طیبه و به مصداق آیه شریفه قرآن كه می فرماید:

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون آیه ۱۶۹ سوره آل عمران

و گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده اند، مردگانی هستند، بلكه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند. شهید همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حیات جاری در سطح طبیعت به حیات پشت پرده آن می‌باشد.

 

شهیدان جوانان مومن و فداکاری بودند که برای دفاع ازکشور و ملت در برابر متجاوزان به این آب و خاک جان خود را در کف دست گرفته و با نام و یاد خدا به میدان نبرد قدم نهادند. ملت ما و به ویژه جوانان امروز مدیون شهیدانند از خودگذشتگی آن پاکبازان بود که اسلام و استقلال و آزادی را به ملت ایران هدیه کرد و ادای حق بزرگ آنان و تکریم یاد و نام آنان نشانه فداکاری به ارزش‌های والا است.

 

آنچه امروز نوشتن این گزارش را برای من لذت بخش می‌کند باغ خداوندی شهیدان است، لاله زاری که خداوند برای خود گلچین کرده است. یادش بخیر به گفته رزمندگان و ریش سفیدان آن دوران در زمان جنگ، آستارا شور و حالی دیگر داشت آستارا هم همانند همه نقاط ایران از عطر و بوی شهادت آکنده شده بود.

 

همان آستارایی که انتهایی‌ترین نقطه استان گیلان بود باد مسیحیایی امام راحل، جوانانش واله و حیران خدا شده بودند، همه جوانانی که از شرقی ترین نقطه گیلان تا غربی ترین آن یعنی آستارا، نفس پر برکت امام را با دل و جان چشیده بودند، شاهد بودند سرافرازانی سرو قامت که جنگل سرسبز را به غبطه وا می‌داشتند.

 

مردم ولایتمدار و شهید پرور آستارا در دوران دفاع مقدس همگام با ملت سرافراز ایران به ندای امامشان لبيک گفتند و پا به میدان مبارزه با رژیم بعثی عراق و همدستانشان گذاشتند و با تقدیم ۱۶۰ لاله سرخ، آسمان این شهرستان را برای همیشه تاریخ روشن کردند.

زمانی که رژیم بعثی عراق و همدستانش برای ضربه زدن به نظام نوپای انقلاب اسلامی ایران هجوم را آغاز کردند، تاریخ پرافتخار این مرز و بوم به یاد دارد که از نوجوان گرفته تا کهنسال و از روستای گرفته تا شهری و از هر قشری به خط مقدم مبارزه با رژیم بعثی رفتند و نگذاشتند ذره ای از خاک این میهن عزیز به دست نااهلان بیفتد.

 

در آن دوران هر قشری و صنفی هرچه می‌توانست دریغ نمی‌کرد، عده‌ای جهاد مالی می‌کردند و عده ای دیگر، جهاد جانی و عده‌ای نیز جهاد فکری و فرهنگی. امّا همه در یک صف و یک خط بودند.

 

شهرستان مرزی بندر آستارا در دوران دفاع مقدس با فاصله بیش از ۱۲۲۸ کیلومتری از جبهه های نبرد حق علیه باطل، ۱۶۰ شهید را تقدیم انقلاب کرد تا برگ زرینی برای همیشه در کارنامه خود داشته باشد و این خود گویای حضور نیروهای مردمی و بسیجی این شهرستان در دفاع مقدس است.

 

این شهرستان همچنین دارای ۶۸۷ جانباز و ۷۱ آزاده است و پنج شهید گمنام نیز در مزار شهدای گمنام این شهرستان آرمیده اند.

 

فرصت کنگره ۸ هزار شهید گیلان را غنیمت شمرده و به گرامیداشت یاد و خاطره ۸ هزار شهید والامقام گیلان، به قسمت مختصری از زندگینامه و وصیتنامه سه شهید شاخص شهرستان مرزی بندر آستارا می‌پردازیم.

 

زندگی نامه شهید عباس  نجف یار

شهید عباس نجف یار فرزند خسرو در سال ۱۳۴۷ در چوبر دیده به جهان گشود، این شهید والامقام فارغ التحصیل رشته مهندسی آبرسانی و گازرسانی از دانشگاه شهید مهاجر اصفهان بود، شهید نجف یار جوانی خوش اخلاق، نیک سیرت و آزاده بود. در همان دوره جوانی با قرآن مانوس و در محافل قرآنی از حافظان و قاریان برجسته به شمار می‌آمد. در به جای آوردن فرائض دینی و خواندن نماز به جماعت و اول وقت توجه بسیاری داشته و اکثرا در مراسم های مذهبی و دعای کمیل حضور پیدا می‌کرد. شهید در رشته ورزشی کشتی فعالیت می‌کرد و ضمنا در هنر کاردستی نیز استعداد و ابتکار خاصی از خود نشان می‌داد.

علاوه بر ورزش و کارهای دستی به مطالعه، بسیار علاقمند بود و کتاب هایی نظیر نهج البلاغه و کتب استاد مطهری را که زیر بنای مطالعات وی را تشکیل می‌داد، بسیار مطالعه می‌کرد. شهید نجف یار از خودسازی و خودشناسی شروع کرد تا زمینه های خداشناسی را در وجودش مهیا کرد.

 

تعهدش به دین و شجاعتش در احیاء فرائض دینی باعث شد تا هر چه در توان دارد برای رسیدن به قرب الهی بکار ببرد در این زمینه سجده های طولانیش در نیمه شب به خوبی از شوق رسیدن وی به خالق حکایت می‌کرد، شهید نجف یار بیشتر مواقع در مسجد عباسیه مشغول فعالیت های فرهنگی و مذهبی بود و به جهت تلاش صادقانه و علاقه او به مطالعه، به عنوان مسئول کتابخانه منصوب شد.

 

شهید نجف یار پس از خبر شهادت یکی از دوستان حزب اللهی و همرزمش به نام شهید علیرضا محمد زاده، حالش دگرگون شد و این تحول درونی را با خواندن وصیت نامه آن شهید، پس از تشیع پیکرش در میان مردم به همگان فهماند، بعد از چند روز از طریق لشگر قدس گیلان، عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا جای خالی دیگر همرزمان شهید را پر کند، وی در نهایت در ۲۷ اسفند سال ۶۶ در منطقه حلبچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به همرزمان شهیدش پیوست.

فرازی از وصیت نامه شهید

« ما از سنگر علم و دانش به سوی سنگرهای جبهه  های حق علیه باطل آمده ایم تا دینمان را به وطن و مملکت اسلامی ادا کرده باشیم و بتوانیم با نثار خون خود روشنی بخش راه آیندگان باشیم.» ان شاء الله

 

زندگی نامه شهید یوسف مرحبا

شهید یوسف مرحبا در سال ۱۳۲۹ در روستای ویرمونی بندر مرزی آستارا در یک خانواده مذهبی و متدین متولد شد. وی تحصیلات دوره ابتدایی را در در روستای محل زادگاهش و دوره دبیرستان را در آستارا به پایان رساند، وی در دوران تحصیل فعالیت و استعداد زیادی در جهت مطالعه و برنامه های فوق درسی داشت و همیشه نمرات درسی وی از دیگر همکلاسی هایش بیشتر و بهتر بود و هیچوقت از نماز و به خصوص نماز جماعت غفلت نمی‌کرد و مقدار زیادی از خرج روزانه اش را پس انداز و به خرید کتاب های دینی اختصاص می‌داد که هنوز هم دو کتابخوانه سرشار از کتاب های مذهبی، سیاسی و اجتماعی از ایشان موجود است. شهید مرحبا در سال آخر دوره دبیرستان شاگرد ممتاز شد و در همان سال در دانشگاه مشهد در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی قبول و با رتبه اول موفق به اخذ مدرک کارشناسی از همان دانشگاه شد و سپس به عنوان دبیر در دبیرستان های آستارا مشغول به تدریس شد.

او فعالیت های سیاسی خود را در دانشگاه دنبال و در زمان طاغوت نیز مقلد امام راحل بود و رساله حضرت امام خمینی(ره) را همیشه با خود به همراه داشت ودر صفحه اول رساله نام حضرت امام راحل قید نشده  بود که در صورت ملاحظه ساواک نتوانند تشخیص دهند که رساله متعلق به کیست و همیشه تحت تعقیب ساواک بود و کتاب های ممنوعه مذهبی در آن دوران در خانه های متعدد در روستا نگهداری می‌شد. چرا که این کتاب ها را در دست هرکسی مشاهده وی یا دستگیر می‌شد حکم او اعدام بود.

 

شهید مرحبا در آستارا از شخصیت های برجسته علمی، سیاسی و مذهبی بود که قبل و بعد از آغاز انقلاب شکوهمند اسلامی بر علیه رژیم ستم شاهی تبلیغ و همچنین هر روز از طرف مخالفین انقلاب تبلیغات سوء و راهپیمایی بر علیه شهید مرحبا می‌کرد.

 

شهید مرحبا در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی از سران راه اندازی حزب جمهوری اسلامی و یکی از بزرگان تشکیل دهنده سپاه پاسداران آستارا به عنوان قائم مقام و فرمانده عملیات سپاه پاسداران آستارا  بود. تا اینکه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد و شهید مرحبا فرمان حسین زمان را لبیک گفته وارد جبهه نبرد حق علیه باطل در جنوب کشور شد و سپس پعد از گذشت شش ماه تلاش شبانه روزی در میادین حق علیه باطل به دلیل شرایط و موقعیت حساس و نیاز آستارا و تالش به این منطقه بازگشت و به عنوان نماینده حاکم شرع و جانشین رییس دادگاه انقلاب آستارا منصوب شدند، سرانجام هنگامی که در نیمه شب از دادگاه به منزل باز می‌گشت در بین راه توسط منافقین کوردل مورد سوء قصد قرار گرفت و از ناحیه بازوی چپ مورد اصابت چند گلوله در داخل خودرو زخمی شدند، خفاشان دون صفت از پای ننشسته و بعد از ده روز هنگامی که شهید مرحبا از شورای آموزش و پرورش به طرف دادگاه بر می‌گشتند و فاصله دادگاه تا آموزش و پرورش یکصد قدم بود در بین همین مسیر خیابان فارابی ساعت ۱۲ و نیم ظهر یکی از روزهای شهریور ماه سال ۱۳۶۰ از سوی منافقین مورد اصابت چندین گلوله از ناحیه سر و شکم و قلب قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

شهید یوسف مرحبا دارای پایان نامه تاریخ ادب و ادبا از جرجی زیدان بود که استاد راهنما وی را پرفسور خطاب قرار داده است و همچنین دو تالیف یکی قرآن در اسلام که به چاپ رسیده و دیگری اصول اعتقادات که نیمه تمام باقی مانده است.

 

این شهید از خود چهار فرزند دو دختر و دو پسر با تحصیلات عالیه و متدین و متعهد به یادگار گذاشته است.

 

فرازی از سخنان شهید یوسف مرحبا در مسجد عباسیه آستارا:

« آرزو داشتیم که حکومت اسلامی برپا شود حال که برپا شده است رفتگری هم در این  نظام افتخار است چرا که در راس این حکومت ولایت فقیه است و من نیز سرباز این ولایتم »

 

زندگی نامه شهید قادر نوبخت

قادر نوبخت فرزند میرزا حسین در خرداد سال ۱۳۳۹ در لمیر به دنیا آمد و در روستای پلاسی زندگی کرد، او فرزندی زحمتکش بود به مانند تمامی فرزندان روستا  از دل جاده های روستایی به مرکز روستا آمده و دوران تحصیلات ابتدایی را در مدارس روستایی گذرانید، سال های انقلاب که از راه رسید موج انقلاب اسلامی تمامی ایران را گرفت. تک تک شهرها و روستاها مبارزه شروع شد، مبارزه با مامورین حکومتی، ژاندارمها و ظالمینی که به عنوان دست نشانده حکومت و عمله ظلم در اختیار خوانین ظالم روستاها بودند، قادر ایمان و یقین داشت که این انقلاب پیروز خواهد شد.

هر چند برای بسیاری از بزرگان روستا این امر دور از ذهن و تصور بود، وی و دوستان نوجوانش در مسجد معمولا دور هم جمع می‌شدند و قرآن می‌خواندند و سوره یس را تمرین می‌کردند و اخبار انقلاب را که از دهان بزرگترها شنیده بودند را با هم تبادل می‌کردند.خیلی دلشان می‌خواست تظاهراتی داشته باشند، چون در روستاهای دیگر تظاهرات صورت گرفته بود. از آستارا و هشتپر خبر تظاهرات رسیده بود. بالاخره در روستای آنها هم تظاهرات برگزار و زیر چشم ماموران در ماه محرم سال ۵۷ مردم روستا همه در تظاهرات شرکت کردند و برای اولین بار با دل و جرات علیه رژیم پهلوی شعار دادند، لذتی را که وی به عنوان یک جوان از این کار می‌برد با هیچ چیز قابل قابل مقایسه نبود.

 

شهید نوبخت علاوه بر خصوصیات اعتقادی ناب خود، خصوصیات اخلاقی برجسته ای داشت از جمله اینکه بسیار باوفا بود وقار و متانت وی شهره بود و واقعا رفتار خوب وی نشان دهنده این بود. ساده زیستی ازخصوصیات بارز آن شهید بود و اهل دنیا، راحتی و رفاه طلبی نبود. همیشه سعی داشت در بین رزمندگان ایجاد روحیه کند، دائما به تمرینات بدنی خود می‌پرداخت و بر حفظ آمادگی جسمانی خود و همرزمانش تاکید داشت. همسرش که گویا مصمم است راه آن شهید را به نحو شایسته  ای ادامه دهد می‌گوید: همیشه صداقت، خستگی ناپذیری، ساده زیستی و به خصوص مهربانی شهید نوبخت با همه افراد در یادم هست و ایشان مرا دلداری می‌دادند که من در این دنیا شرمنده ام. امیدوارم در آخرت بتوانم کاری برای ایشان انجام دهم.

 

شهید نوبخت سرانجام در در ۲۲ تیرماه سال ۶۵ در منطقه تپه گنجی قصر شیرین براثر اثابت ترکش خمپاره به ناحیه دست ها وپاها به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پس از چند روز پیکر مطهرش پس از تشیع باشکوه در مزار شهدای آستارا به خاک سپرده شد.

پایان پیام/163

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

شبستان گزارش می دهد:

از ریزش نزولات جوی تا خطر ریزش بالکن ورودی/ حال مریضخانه بلدیه وخیم است

ساختمان فعلی سازمان فرهنگی شهرداری رشت، یکی از بناهای میراثی است که به‌عنوان مریضخانه بلدیه به سال ۱۳۰۸ ساخته شد. اما در اثر بی‌توجهی به نگه‌داشت عمارت، خطر ریزش بنا حتمی است.

اخبار برگزیده شبستان