خبرگزاری شبستان

پنج شنبه ۱ تیر ۱۳۹۶

الخميس ٢٧ رمضان ١٤٣٨

Thursday, June 22, 2017

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : اندیشه - عرفان های کاذب زمان :   ۱۳۹۳/۱۰/۷ - ۱۱:۳۹ شناسه خبر : ۴۲۷۰۱۹
بررسی افکار اوشو در گفتگو با دبیر انجمن فرهنگی معنویت نوین:
توهم اوشو درباره انبیای اولوالعزم/غصب مقام نبوت برای نیچه و مارکس!!
خبرگزاری شبستان: اوشو بعد از اينكه پيامبران الهی را رد مي كند مي گويد اين افراد نيچه، ماركس و فرويد پيامبران ما هستند چراکه ساختار بشر را شكستند و تغيير ايجاد كردند.

خبرگزاری شبستان: «تنها پيامبري كه اوشو به او ارادت دارد، زرتشت است، بدين خاطر كه زرتشت گفته "من خدايي را مي پرستم كه قادر به رقصيدن باشد".» اين جملات بخش هايي از گفتگوي ما با حجت الاسلام داريوش عشقي، دبیر انجمن فرهنگی معنویت نوین و رییس مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی با رویکرد اسلامی حسنا است که درباره اعتقادات اوشو راجع به پيامبران با ما در میان گذاشته و مشروح آن از نظرتان می گذرد:

 

اوشو چگونه ارتباطی بین خود و پیامبران متصور است و چطور می کوشد این ارتباط را عادی جلوه دهد؟

يكي از مواردي كه درباره مكتب اوشو بايد به آن توجه كنيم اين است كه اوشو وقتي مي خواهد خود و راهش را معرفي كند، مي گويد راه من ساده است همچنان كه راه كريشنا، بودا، عيسي و موسي آسان است و با آوردن نام خود در كنار اين بزرگان خودش و راهش را همطراز با آنها معرفي مي كرد و جايگاه خود را با جايگاه آنها يكي مي كرد.

اوشو با اين ادعا مي خواست اين را اثبات كند كه من نيز پيامبري هستم مانند پيامبران گذشته و همانطور كه زرتشت، موسی، عيسي و محمد (ص) آمدند و راه را نشان دادند من هم مانند آنها هستم.

اوشو در سه سال آخر عمرش و زماني كه از آمريكا تبعيد شد بعد از سفر 9 ماهه اي كه به دور دنيا داشت به هند برگشت زيرا آمريكا و ديگركشورها نیز او را راه نداده بودند او تصميم گرفت به پونا برود زيرا پس از راه اندازي اين مركز در هند افراد زيادي وي را مي شناختند و با عقايد و روحيات او آشنا شده بودند.

 

اوشو چه نظراتي درباره پيامبران اولوالعزم الهي دارد؟ مي توانيد مثال هايي از آراء او در اين زمينه را بيان كنيد؟

زماني كه درباره حضرت عيسي (ع) از او سوال مي كنند و به او مي گويند آيا با حضرت عيسي (ع) مخالفيد؟ وي پاسخ مي دهد:"چرا با عيسي مخالف باشم؟ او فردي ديوانه بود. اشتباه بود كه او خود را منجي بشريت مي ناميد و اشتباه شد كه او را به صليب كشيدند. او كار خاصي نداشت و تنها فرد خوبي بود".

 اوشو در اين پاسخ، عبارت سخيف و پستي را درباره حضرت عيسي (ع) به كار مي برد. حضرت عيسي (ع) غير از اينكه مورد احترام يك ميليارد و اندي مسلمان در جهان است، جمعيتي نزديك به 2 ميليارد مسيحي هم در دنيا وجود دارند كه ايشان را فردي ارزشمند و پيامبر خداوند مي دانند. اوشو كه خود را تا 25 سال قبل از اين همطراز و راهش را همگام با راه عيسي مسيح (ع) مي دانست در اينجا به همين آساني از عبارت هاي نامناسب استفاده مي كند.  

 

درباره پیامبر گرامی اسلام (ص) چطور؟ چه نظراتی را بیان کرده است؟

جالب است زماني كه از اوشو درخصوص پيامبر اسلام (ص) مي پرسند: پاسخ مي دهد: "حضرت محمد (ص) در كوه و در حال انجام مديتيشن بوده است و الهاماتي به او مي شود و حتي تصميم مي گيرد كه خود را بكشد براي اينكه نمي دانسته چه اتفاقي برايش افتاده بوده و بدنش مي لرزيده و نزد خانواده اش رفته است و سردرگم بوده كه آيا شاعر و يا ديوانه شده است؟"

اوشو حضرت رسول (ص) را بعد از به بعثت رسيدن در غار حرا شاعر و ديوانه معرفي مي كند. دقيقا مانند اين بيان او در قرآن امده است كه جاهلان و بت پرستان پيامبر (ص) را با اين عناوين مورد خطاب قرار مي دادند.

 

آيا اوشو به پيامبري، ارادت هم داشته است؟

تنها پيامبري كه اوشو به او ارادت دارد "زرتشت" است، آن هم بخاطر اينكه زرتشت گفته"من خدايي را مي پرستم كه قادر به رقصيدن باشد". زماني كه اوشو اين مطالب را درباره پيامبران نقل مي كند مردم از او مي پرسند پيامبر واقعي كيست و چه افرادي را بايد پيامبر بدانيم؟، اوشو مي گويد پيامبران ما ماركس، نيچه و فرويد هستند، يعني همان  افرادي كه طرز فكرشان به اوشو كمك كرده است.

در جريان فلسفه و روانشناسي اين موضوع آمده است كه سه متفكر، انسان را از جايگاهي كه انبيا براي آنها ساخته بودند، پايين كشيده اند. يكي از آنها "داروين" بود كه گفت: "انسان موجود خاص و جداي از طبيعت نيست و انسان ادامه تكامل يافته حيوانات است روزي حيوان بوده و با تكامل انسان شده است".  

"ماركس" هم ادعا دارد كه اصلا "انسان يك موجود كاملا اقتصادي است و مانند ماشين مي ماند و مي تواند خونه نشين باشد و يا كار كند" او با عقايد و نظراتش درباره انسان ها  احساسات و عواطف انساني را زير سوال مي برد. "فرويد"  هم مطرح مي كند: "انسان ها شناختي نيستند، بلكه عاطفي هستند"

 

عقايد اوشو درباره پيامبران الهي چه مفاهيمي را زير سوال مي برد؟

اوشو با اين ديدگاه ها و نظراتش  آن جايگاه والايي كه اديان براي انسان ها قائل بودند كه او را موجودي الهي و باارزش مي دانستند را زير سوال مي برد. اوشو بعد از اينكه پيامبران را رد مي كند مي گويد اين افراد نيچه، ماركس و فرويد پيامبران ما هستند چراکه ساختار بشر را شكستند و تغيير ايجاد كردند.

 وي معتقد است بايد احساساتمان را فراموش كنيم و مانند حيوانات زندگي كنيم نه منعي داشته باشيم و نه ازدواج كنيم و همواره نبايد قانوني داشته باشيم و هيچگاه فكر درست و غلط بودن امور نباشيم.

پایان پیام/    

 

پایان پیام/265

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

مبلغ بین المللی در گفت وگو با شبستان:

فضای مجازی را در تبلیغ دین نادیده گرفته ایم/به جای نشر، اندیشه ها را انبار می کنیم!

خبرگزاری شبستان: متاسفانه یا محتوا تولید نمی کنیم یا اگر تولید می کنیم از ظرفیت فضای مجازی برای تبلیغش استفاده نمی کنیم بلکه اندیشه خود را در انبارهایمان دپو می کنیم در حالی که این تفکر باید توزیع شود و بهترین فضای برای توزیع آن فضای مجازی است.

اخبار برگزیده شبستان