مریم نشیبا:
صدایم را به تبلیغ نفروختم/ تدریسم‌ همراه با قصه گویی بود
گوینده رادیو و تلویزیون با بیان اینکه قصه گو باید بچه ها را دوست داشته باشد، گفت: به خاطر احساساتی بودن نمی توانستم گوینده خبر شوم.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان «مریم ‌نشیبا» عصر امروز( دوشنبه ۲۴ دی) در هفتاد و سومین نشست توسعه و ترویج کتابخوانی با عنوان «صدا و بیان قصه گو و ترویج خواندن» که در کتابخانه مرجع کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد، گفت: قرار نیست از هم‌ایراد بگیریم زیرا اوستا کریم هر یک از ما را یک جور رنگ کرده است. به یاد دارم در کودکی ، مادرم ایرادهایی از من می گرفت  خوشبختانه در من اثر منفی نگذاشت در حالی که بیشتر ایرادها در سنین کودکی باعث شکل گیری کمبود و عقده در بزرگسالی می شود. من آدم ها را نمی خرم و اینکه آنها صاحب چه امکاناتی هستند به من ربطی ندارد، ملاک من معرفت و صداقت انسان ها است در امکانات آنها.

 

این گوینده رادیو و تلویزیون که با برنامه «شب بخیر کوچولو» به محبوبیت رسید، تصریح کرد: من‌مریم نشیبا هستم، دبیر آموزش و پرورش بودم و از سال ۶۹ گوینده برنامه شب بخیر کوچولو و همچنین مجری برنامه گلبانگ. از دو خواننده معروف خانم که خواهر بودند، پرسیده بودند که شما این هنر را کجا یاد گرفتید و چه مربیانی داشتید؟ آنها گفته بودند زمانی که در بچگی در خانه پدر بادمجان و سبزی قرمه سرخ می کردیم ، هاها ها می کردیم و نمی دانستیم کجای کار هستیم تا بعدها که صدای مان را کشف کردند.این دو خواهر صفر کیلومتر نبودند ، اوستا کریم ۹۵ درصد راه را در حنجره آنها گذاشته بود و بقیه هم مربوط به تکنیک و تمرین است.

 

وی با بیان اینکه در کودکی خجول بودم، گفت: انشا خواندن برایم سخت بود چون اعتماد به نفسم ضعیف بود. معلم جغرافیایی در سال اول دبیرستان داشتم که نقاش بود و صاحب گالری. شیوه تدریسش متعالی بود، در کلاس خواست که کتاب را بخوانیم نوبت به من رسید اما سرم را پایین انداختم تا فرد دیگری بخواند. بعد کلاس علت را از من پرسید و گفتم که خجالتی هستم، به من گفت که صدای زیبایی داری اگر جای خانواده ات بودم تو را در کار صدا می گذاشتم. او اولین و اخرین فردی بود که به صدای من اشاره کرد. به دانشگاه رفتم اما آنجا کسی به من نگفت صدای خوبی دارم. بعد از دانشگاه تدریسم را در یکی از مدارس منطقه ۱۱ شروع کردم و همان معلم جغرافیای دبیرستانم را دیدم و از من پرسید که دنبال کار صدا رفتم یا نه.

 

وی تصریح کرد: برنامه شب بخیر کوچولو افتخار و هستی من است. زمانی معاون وزیر بهداشت از من تقاضا کرد که ۱۰ میلیون تومان بگیرم و وسط برنامه شب بخیر کوچولو غذای غنچه را تبلیغ کنم. در جواب گفتم اگر به من می گفتید میخواهیم به تو آمپول هوا بزنیم برای من بهتر بود. گفتم اگر گفتید که پفک نمکی خوب است من حاضرم به عنوان زکات صدایم مواد غذایی را تبلیغ کنم، معلم را نمی شود خرید. الان می بینیم رونالدو و مسی را می خرند. روی لباس های آنها عکس تبلیغاتی هست، این دو شخصیت نباید تبلیغات چی شوند.

 

نشیبا خاطر نشان کرد: تیر ماه سال ۶۹ تست صدا دادم و قصه مهمان های ناخوانده را خواندم و پذیرفته شدم. خوشبختانه شب بخیر کوچولو با وجود فضای مجازی همچنان مخاطب دارد. برنامه گلبانگ که مجری آن هستم امسال ۲۵ ساله شد. صدای من روی بعضی از مستندها نیز هست. در اوایل کارم کلی کتابهای قصه گویی را مطالعه کردم و نوارهای آقای صبحی را گوش دادم.

 

این گوینده رادیو و تلویزیون با اشاره به اینکه دانش آموزان من تجدید نمی شدند، بیان کرد: همه علت این امر را دیسیپلین و روش تدریس من می دانستند.من با قصه به بچه ها جغرافیا درس می دادم. باید مراقب رفتار خود با بچه ها باشیم. گاهی سر کلاس ایرادهایی از بچه ها می گیریم و این کار درست نیست، ما در مقابل بچه ها مسئول هستیم. به یاد دارم من را به عنوان گوینده خبر انتخاب کرده بودند که انتخاب نادرستی بود چون من احساساتی هستم. اگر گوینده می شدم خبر درگذشت را با گریه و خبر شادی را با داد می خواندم. رییسی داشتم که وقتی برای تلفظ کلمه ای از من ایراد می گرفت، در ابتدا کلی به محاسن من اشاره می کرد و بعد ایرادم را می گفت؛ حسن جویی قبل از انتقاد باعث خلع سلاح شدن طرف مقابل می شود.

 

نشیبا با بیان اینکه قصه گویی از زمانی که انسان بوده، پایه گذاری شده است، خاطرنشان کرد: قصه گویی به شکل های مختلف بوده است گاه دور آتش و گاهی دور کرسی. من متن های برنامه شب بخیر کوچولو را با خود به خانه می برم ، روی آنها کار میک نم و متن را به قصه نزدیک می کنم که بچه ها درک کنند. قصه گو باید با بچه دوست باشد، بچه ها حس بسیار قوی دارند، بچه ها از میان ۲۰ مهمانی که به خانه آنها می آید سریع تشخیص می دهند که محبت کدام حقیقی و محبت کدام یک مصنوعی است.

 

چاپ خبر