رمانی درباره بمب گذاری در پایتخت نروژ
خبرگزاری شبستان: «مهران نجفی» حادثه بمب گذاری سال ۲۰۱۱ در اسلو پایتخت نروژ را دست مایه نوشتن قرار داده و رمان «سوگند به فرشتگان در صف» را نوشته است.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، پایگاه خبری سوره مهر، رمان «سوگند به فرشتگان در صف» درباره یک خبرنگار ایرانی است که در حادثه بمب گذاری تروریستی سال 2011 در اسلو نروژ حضور داشته و در این حادثه کشته می‌شود.

وی افزود: این رمان در دو بخش نوشته شده بخش اول که فضا داستان در ایران است از زبان برادر این خبرنگار روایت می شود و بخش دوم که در اسلو از زبان خود این خبرنگار است. حادثه بمب گذاری اسلو شامل مجموعه حملات تروریستی از جمله انفجار یک بمب در نزدیکی ساختمانی دولتی در اسلو نروژ در تاریخ 22 ژوئیه 2011 است که طی آن بیش از 90 نفر کشته شدند.

در بخشی از این رمان آمده است:« لئونوره به‌سختی خود را به جلوی صف می‌رساند و به مأموری که بازوی او را گرفته و به عقب هُلش می‌دهد می‌گوید: «دوستِ من توی یکی از ساختمان‌هاست. من باید بروم داخل.»

ـ امکانش نیست. منطقه به‌شدت خطرناک است. هنوز احتمال انفجارهای دیگری وجود دارد.

لئونوره اصرار می‌ورزد که باید به محل حادثه برود. افسری به او نزدیک می‌شود و از مأمور پلیس می‌خواهد که بازوی لئونوره را ول کند. سپس می‌گوید: «خانم، لطفاً آرامش خود را حفظ کنید. این طوری باعث تحریک بقیه می‌شوید.» سپس لحظه‌اﻯ به چشم‌های مضطرب لئونوره خیره می‌شود و می‌پرسد: «از کجا مطمئنید که دوستتان در محل حادثه است؟» لئونوره نفس عمیقی می‌کشد و سعی می‌کند کنترل ذهنش را به دست بگیرد. سپس، بریده‌بریده می‌گوید: «او در... روزنامة وی‌جی فعالیت می‌کند. امروز رفته به دفتر روزنامه. حالا هم... حالا هم گوشی‌اش را جواب نمی‌دهد.»

افسر پلیس برمی‌گردد و توی بی‌سیمش چیزی می‌گوید. به نظر می‌‌رسد دارد وضعیت منطقه را گزارش می‌دهد. سپس رو می‌کند به لئونوره:

ـ به شما اطمینان می‌دهم که مرکز دولت و ساختمان‌هاﻯ دیگر منطقة حادثه همه توسط نیروهای امداد تخلیه شده‌اند. اگر دوستتان بین آن‌ها باشد، مطمئناً از صحنة حادثه دور شده.

ـ پس چرا گوشی‌اش را جواب نمی‌دهد.

ـ شاید از دستش افتاده. ببینید... گوش کنید...

شانه‌هاﻯ لئونوره را می‌گیرد تا جلوی لرزش عصبی او را بگیرد و می‌گوید: «هنوز هیچ آماری از مرگ و میر گزارش نشده. پس می‌توانید بسیار امیدوار باشید که دوست شما چیزی‌اش نشده باشد. اگر در بین مجروحان باشد، مطمئن باشید تا الان به بیمارستان منتقل شده.»

ـ کدام بیمارستان؟

ـ فکر می‌کنم بیمارستانِ اُسلو در شرق.

لئونوره سر تکان می‌دهد و از صف پلیس فاصله می‌گیرد. توی پیاده‌رو دویدن تقریباً غیرممکن است. جمعیت زیادی در آن حوالی مستقر شده‌اند. لئونوره در خیابان و بین ماشین‌هاﻯ درگیر ترافیک  شروع می‌کند به دویدن. عدة زیادی از آن‌ها از طریق تلویزیون‌هاﻯ داخلی اتومبیلشان مشغول تماشای اخبار هستند و تقریباً در میان تمام خودروها تصویر ساختمان‌هاﻯ ویران‌شده به چشم می‌خورد.»

چاپ خبر