رییس دانشکده مدیریت و اقتصاددانشگاه تربیت مدرس در گفت وگو با شبستان:
علم عامل تقسیم قدرت در جهان امروز است/علوم انسانی را در تحولات نادیده می گیریم
خداداد حسینی با بیان اینکه وجود و حدود پیشرفت علم و فناوری و تواناییِ برقراری دیپلماسی علمی در تقسیم قدرت و استیلای کشورها نقش مهمی دارد، گفت: برخلاف کشورهای پیشرفته، به علوم انسانی به عنوان زیربنای تحولات اجتماعی و اقتصادی توجه نداریم.

به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان: «امروزه تجربه نشان می دهد نگاه سنتی و کلاسیک و جنگ افروزانه، دیگر تعیین کننده این استیلاجویی بطور صرف نیست و قالب برتری ها به قدرت نرم کشورها وابسته شده است.  بنابر این، در حال حاضر قرار دادن کشورها در یک رقابت علمی و فناوری و تعیین حد و مرز در این حوزه است که می تواند تعیین کننده تقسیم قدرت بین آنان باشد.»


این جملات بخشی از سخنان دکتر سید حمید خداداد حسینی، رییس دانشکده مدیریت و اقتصاددانشگاه تربیت مدرس است که در گفت وگو با شبستان در میان گذاشته است. در ادامه متن کامل این مصاحبه تقدیم حضورتان می شود:
 


با توجه به آنکه در جهان امروز، دیپلماسی علمی جایگاه مهمی را در گردونه بازی قدرت و سیاست یافته است، از دیدگاه شما این مهم چه قدر می تواند برای یک کشور سرنوشت ساز شود به خصوص در جامعه ای مثل ایران؟


اساسا از زمانی که بین کشورهای مختلف یک سری تناقضات شروع شد، بویژه از جنگ جهانی اول و دوم و زمانی که این ارتباطات دچار بحران شد، هر کدام از طرف های درگیر به نحوی تلاش کردند تا از راهکار دیپلماسی برای حل مسایل و مشکلات استفاده کنند.


تحولات جهانی و به ویژه جهانی شدن، گسترش روزافزون میدان علم و فناوری، سهولت دسترسی به اطلاعات، پیشرفت های رسانه ای و ارتباطی و همچنین بحران هایی مانند درگیری های سیاسی، نزاع ها، مشکلات اقتصادی، تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی و تهدیدات زیستی نشانگر توجه رو به افزایش در تعاملات و ارتباطات بین المللی هستند. بسیاری از این عوامل و بحران های ضرورت همکاری های چندجانبه علمی و فناوری را امری ضروری و اجتناب ناپذیر می سازد، چرا که یک کشور به تنهایی از عهدۀ مواجهه با آنها حتی در در پیشرفته ترین درجه صنعتی برنمی آید.


امروزه بسیاری از مسابقات یا به عبارت بهتر، یک سری از برتری جویی هایی که بین کشورهای مختلف در حال رخ دادن است ناشی از پیشدستی هایی است که در حوزه علم و فناوری نسبت به یکدیگر در پیش گرفته اند. 


لذا می بینیم علیرغم وجود همکاری های متقابلی که در اغلب کشورهای پیشرفته دنیا وجود دارد؛ مجموعه ای از برتری جویی ها و مسابقات پنهان و درونی و حتی آشکار نیز وجود دارد، چون پشتوانه اقتصادی برای هر کشور نیازمند زیرساخت های علم و فناوری است و هر کشوری که این ابزار را در اختیار داشته باشد، می تواند موفق تر وارد عرصه جهانی شود. با توجه به این مساله، داشتن علم و دانش یا همان فناوری ها را به نوعی قدرت نرم می دانند.

 

 

یعنی علم امروز می تواند کاری را که سلاح و جنگ افزارها در گذشته انجام می دادند، انجام دهد؟

 

در واقع همان طور که در گذشته قدرت سخت و جنگ افزارها و مسایل نظامی بیش از هر عامل دیگری در صحنه های بین المللی دارای کارکرد برتری جویی بود، امروزه تجربه نشان می دهد نگاه سنتی و کلاسیک و جنگ افروزانه، دیگر تعیین کننده این استیلاجویی بطور صرف نیست و غالب برتری ها به قدرت نرم کشور ها وابسته شده است. بنابر این، در حال حاضر قرار دادن کشورها در یک رقابت علمی و فناورانه و تعیین حد و مرز در این حوزه است که می تواند تعیین کننده تقسیم قدرت بین آنان باشد.


از این رو، وجود و حدود پیشرفت علم و فناوری کشور ها و توانایی در برقراری دیپلماسی علمی می تواند در تعیین تقسیم قدرت و استیلاجویی آنها نقش مهمی را ایفا کند. در تبیین اهمیت دیپلماسی علم و لزوم توجه و عدم غفلت از آن، به این نکته مهم باید اشاره کرد که سازمان ها و نهادهای مهمی در سطح جهان در نظیر سازمان ملل در زمینه دیپلماسی علمی فعال هستند. این سازمان با همسوسازی تخصص های علمی و فناوری برای توان بخشی به دیپلمات ها و نمایندگان کشورها و تصمیم گیری آگاهانه در جایی که علم و فناوری نقش مهمی را ایفا می کند نقشی بسزای دارند.


همچنین، در جنگ قدرت دو یا چندجانبه ای که در میان بلوک های مختلف سیاسی و اقتصادی به وجود آمده است، قابلیت ها و توانمندی های علم و فناوری از جایگاه بااهمیتی برخوردار بوده و از این جهت است که نسبت به گذشته مراکز قدرت هم متنوع تر شده اند.


در همین راستا می توان از کشور های نوظهوری که در قالب "بریکس" که شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی می شود، نام برد که پیش بینی ها از آینده نه چندان دور نشان دهنده جایگاه قابل توجهی از اقتصاد جهانی در دست این کشور ها است، و امر تا حد بسیار زیادی متاثر از پیشرفت های علمی و فناوری این کشور ها است؛ از طرف دیگر کشورهای آمریکای شمالی و اروپایی و نیز ژاپن را داریم که هر کدام بنابر تقسیم بندی های خاص خودشان و هدف گذاری هایی که دارند، می کوشند از نظر اقتصادی قوی تر شوند.

این مهم امکانپذیر نخواهد بود مگر آنکه یک دیپلماسی علمی خاص در این میان این کشورها طرح ریزی شده و به جریان افتاده باشد. همچنین، شاهد آن هستیم که اکثر کشور های پیشرو و یا آنهایی که برای پیشرویی خود در حال هدفگذاری هستند دارای برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های کلان بلند مدت ۲۰ ساله، ۳۰ ساله، و حتی ۵۰ ساله هستند.


 
علوم انسانی در دایره دیپلماسی علمی چه نقش و جایگاهی را در رسیدن به اهداف بازی می کند؟


علوم انسانی در کشورهای پیشرفته، زیربنای تحولات اجتماعی و اقتصادی است؛ حتی در حوزه های سخت نظیر فنی و مهندسی هم  اعتقاد بر این اساس که برنامه ریزی این رشته ها در چارچوب هدفگذاری ها و سیاستگذاری هایی است که با تمرکز بر جهت گیری های ایجاد شده در حوزه علوم انسانی انجام می شود. و البته تا حد زیادی در کشور ما این رابطه معکوس است. و شاهد آنیم که اهم برنامه ریزی های کلان در خارج از حوزه علوم انسانی صورت می گیرد و یا افرادی در این حوزه فعالانه عمل می کنند که فاقد تخصص و دانش کافی در این زمینه اند. در حالی که جایگاه علوم انسانی از این نظر که روی افکار و موضوعات نرم متمرکز است می تواند روی بحث ها و ایدئولوژی ها و تفکرات توسعه موثر باشد.

 


 

برای آنکه بتوانیم در حوزه دیپلماسی علمی در جهان حرفی برای گفتن داشته باشیم چه باید بکنیم؟


در بحث دیپلماسی علمی از یک طرف بحث مناسبات سیاسی را داریم و از طرف دیگر علم و فناوری. در این زمینه اولویت آن است که به نگاه کلان و جامع به بررسی نقاط ضعف و قوت خود بپردازیم. البته برخی نهادها نظیر معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری جایگاه تقویت و ارتقای دیپلماسی علم در کشور را بر عهده دارند، ولی از نظر من به جای اینکه این فعالیت ها بیشتر از جنس سیاست گذاری باشد بعضا وارد حوزه های اقدام و اجرا شده است. در حالی که در مقام عمل، این مراکز علمی و دانشگاهی هستند که باید به دلیل ابزارهای عملیاتی که در اختیار دارند تقویت شوند تا آنها در حوزه دیپلماسی علم فعال عمل کنند.


بنابراین، معتقدم در این راستا باید یکپارچگی ایجاد شود و تقسیم کار ملی داشته باشیم. لذا نخستین اقدام باید آسیب شناسی در حوزه دیپلماسی علم و اجماع نظر با مرکزیت علمی باشد. به قول معروف به مثابه یک مثلث باید میان وزارت امور خارجه، نهادهای علمی، معاونت علم و فناوری و وزارت علوم و نیز دانشگاه ها و نخبگان ارتباط موثر برقرار و تقسیم کار مشخص و تعریف شده ای صورت پذیرد. چراکه برخی ارتباطات و تعاملات هم که به صورت غیر نظام مند مشاهده می کنیم، بیشتر ماهیت سلیقه ای و خودجوش دارد و به صورت جزیره ای از سوی برخی مراکز علمی در حال انجام است.


مساله دیگری که باید به آن توجه کرد و ضرورتی غیر قابل انکار است، آنکه ما با کشورهای دیگر ارتباط پویای اثربخش در مقایسه با آنچه که در کشور هایی نظیر خودمان مشاهده می کنیم، نداریم. و این امر تا حد زیادی متاسفانه ناشی از سایه افکندن مباحث سیاسی بر مباحث علمی است. باید به گونه ای از طریق ارتباط دانشگاه با دانشگاه یا نخبگان کشور با نخبگان سایر کشورها این تعامل را ایجاد کنیم تا از این رهگذر بتوانیم کاستی هایی که در نتیجه مشکلات سیاسی در برهه فعلی به وجود آمده است را تا حد امکان رفع کنیم.

 

اگر در این راستا بتوانیم انجمن های علمی و یا حتی مراکز علمی غیردولتی را برای برقراری ارتباط فعال تر کنیم و همچنین با دانشمندان ایرانیِ خارج از کشور که از محدودیت کمتری در مقایسه با سایر دانشمندان غیر ایرانی برخوردار هستند، ارتباط بگیریم و کرسی های هم اندیشی را راه اندازی کنیم، فرصت هایی که می تواند نتیجه مطلوب داشته باشد ایجاد می شود.


 

چاپ خبر