خبرگزاری شبستان

چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۸

الأربعاء ٢٠ رجب ١٤٤٠

Wednesday, March 27, 2019

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

مطالب مربوط به کلیدواژه فتح خون
روایت ادبی محرم/ فصل دهم
میان ما و شما تنها همین «خون» فاصله است
تا سدره المنتهی را با پای عقل آمده ای اما از این پس جاذبه جنون تو را خواهد برد، طی این مرحله دیگر با پای اراده میسور نیست ، بال می خواهد .

۱۳۹۷/۷/۴ - ۱۲:۳۴

روایت ادبی محرم/ فصل نهم
شمشیر شیطان از خون شكست می خورد
طوفان كربلا ، طوفان ابتلایی است كه انسانیت را درخود گرفته و آن كرانه های فراغت، سراب های غفلتی بیش نیست.

۱۳۹۷/۷/۲ - ۰۹:۰۷

روایت ادبی محرم/ فصل هشتم
احرار از مرگ در بستر به خدا پناه می برند
«عبادت مشروط» كرم ابریشمی است كه در پیله خفه می شود و بال های رستاخیزی اش هرگز نخواهد رست.

۱۳۹۷/۷/۱ - ۱۰:۴۱

روایت ادبی محرم/ فصل هفتم
میان ظاهر و باطن، وادی حیرت است
شمس را ببین كه در آیینه نظر كرده است و این آیینه است كه انا الشمس می كند.

۱۳۹۷/۶/۳۱ - ۰۷:۴۹

روایت ادبی محرم/ فصل ششم
عشاق حقیقی تذکره الاولیا را با خون می نویسند
عشاق حقیقی، تذكره الاولیا را بر خیابان های خرمشهر و آبادان و سوسنگرد و بر دشت های پرشقایق خوزستان و بر سفیدی برف های ارتفاعات بلند كردستان باخون می نویسند.

۱۳۹۷/۶/۲۷ - ۱۰:۴۶

روایت ادبی محرم/ فصل پنجم
دهر بر مراد سفلگان می چرخد تا تو در كشاكش بلا امتحان شوی
اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند اما ارواحشان با باطن قبله كه امامت است، پیكار می كنند.

۱۳۹۷/۶/۲۶ - ۰۹:۴۰

روایت ادبی محرم/ فصل چهارم
... و این عاقبت كار عشق است
قافله عشق به سرمنزل جاودان خویش نزدیك می شود... و این عاقبت كار عشق است. موكب امام به هر سوی كه می رفت ، به سوی دیگرش سوق می دادند.

۱۳۹۷/۶/۲۵ - ۱۰:۳۹

روایت ادبی محرم/ فصل سوم
بنگر حیرت میان عقل و عشق را
این قافله، قافله عشق است و این راه كه به سرزمین طف در كرانه فرات می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد كه :‌ الرحیل ، الرحیل .

۱۳۹۷/۶/۲۴ - ۰۸:۴۷

روایت ادبی محرم/ فصل دوم
هیچ دیده ای كه نخل ها بگریند
فصل انجماد رسیده و قلب ها نیز یخ زده بود .حیات قلب در گریه است و آن « قتیل العَرَبات » كشته شد تا ما بگرییم .

۱۳۹۷/۶/۲۱ - ۱۰:۲۶

روایت ادبی محرم/ فصل اول
قافله عشق روی به راه نهاد...
آن قافله، قافله عشق است و این راه، راهی فراخور هر مهاجر در همه تاریخ. هجرت مقدمه جهاد است و مردان حق را هرگز سزاوار نیست كه راهی جز این در پیش گیرند.

۱۳۹۷/۶/۲۰ - ۱۴:۳۴

صحرای بلا به وسعت تاریخ است؛ اگر با مرگ انس نگیری، امام را در صحرای بلا رها خواهی کرد
خبرگزاری شبستان: «ضحاک بن عبدالله مشرقی » را که می شناسی! عصر عاشورا از جبهه حق گریخت بعد از آنکه صبح تا شام را در رکاب امام شمشیر زده بود. خوف فرزند شک است و شک، زاییده شرک و این هرسه، خوف و شک و شرک، راهزنان طریق حق اند.

۱۳۹۶/۷/۸ - ۱۲:۵۸